تعریف و معنای زبانشناسی (بخش اول)

به جهت سفارش ترجمه ارزان از نوار بالای سایت کمک بگیرید.

در جزیره لانارک منطقه اتاوا-کارلتون هیچ دریاچه یا دارایی وجود ندارد. هر Bullforg ، پنج سانتیمتر یا بیشتر  قرار دارد .ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

(این منطقه تحت قانون انتاریو  694/81 کنترل می شود)

مسئولیت منطقه اتاوا در مواردی نامشخص مطرح شده است . – بدین معنی که  مواردی که در قانون به عنوان جرم مشخص نشده است،  شامل هیچ خلافی نمی باشد . اگر اندازه  bullfrog در tibia  بیشتر از 5 سانتیمتر یا کمتر باشد، چه اتفاقی می افتد ؟ اگر طول tibia  بیش از 5 سانتی متر باشد آیا به طور خاصی رشد کرده است؟ آیا bullfrog  با یک منحنی tibia  به طول 4 سانتیمتر وقتی که در کنار یک خط کش قرار بگیرد ،  طولش به 6 سانتی متر می رسد ؟ ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

در قوانین قانونی زبان شناسی موارد مبمی زیادی وجود دارد: موارد مبهم با جملاتی مانند  (آیا یک شرکت شامل شخص حقیقی است؟)، موارد مبهم نحوی (آیا شخص حتما باید در منطقه اتاوا ساکن باشد یا لازم نیست؟)، نداشتن اطمینان در مورد اینکه “آیا” چه مواردی را باید به قانون اضافه کرد یا خیر ؟

شکارچیان bullfrog  و وکلای آنها با مش تعرفه های قانونی مشخص بیشتری مواجه می شوند و در الفاظ قانونی کار خود را قرار می دهند : اگر یک مشکل قانونی حل نشده بین مقررات قاچاق و و قانون وجود داشته باشد، یا اگر در مورد علم به قانون در مورد اجرای آن بتوان در تنظیم مقررات یا روش هایی اجرایی آن شکی و تردیدی ایجاد کرد ، و یا اگر قانون مشخص در مورد جرمی نباشد  ،  آیا مدارک مربوط به وضعیت ذهنی برای محکومیت لازم است و  یا اینکه آیا مدیران مسئول هستند؟ وکلا و شکارچیان ممکن است با عدم اطمینان بیشتری مواجه شوند که نه در تعریف زبانشناسی و نه قانونی وجود دارند ، مثلا اینکه آیا مقامات دارای اختیاراتی برای پیگرد قانونی هستند و یا خیر ، آیا نیاز به احضار شاهد خاصی به دادگاه می باشد . ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

مشخصه های غیر زبان شناسی در زندگی و سیستم های حقوقی بصورت پیچیده  وجود دارد. با این وجود مردم می توانند نوع ادای کلمات را خودشان انتخاب کنند و حتی با عدم اطمینان از نوع گفتاری زبانی، با استفاده ابزار دقیق در زبان شناسی این مشکل را برطرف کنند. احتمالا نویسندگان قانون ، قوانینی را  برای قاچاقچیان اعمال کرده اند و از اصطلاحات نامعلومی مانند  “bullfrog * bullfrog” یا “bullfrog big” استفاده میکنند. آیا این روش ها با عدم موفقیت آنها در از بین بردن عدم قطعیت زبانشناسی در مورد قانون و زبان شناسی کافی می باشد ؟ به نظر می رسد که عدم قطعیت فراگیر و مبهم می باشد.

در این فصل به بررسی قوانین زبان شناسی می پردازیم ،  (و به همین ترتیب قانون) این ادعا به طور مجذور  نامعلوم می باشد: در مورد کاربرد یک عبارت قانونی ، پاسخ درستی وجود ندارد. در نتیجه  تنها این ادعا درست نمی باشد، که با توجه به  ظاهر نوشتاری، هیچکس آن را انجام نمی دهد. دو نتیجه از  سوال مهمی که درباره موارد مطرح شده گفته شده است شامل ، نقادان حقوقی به روش های مختلفی در مورد عدم تعریف  شناسی زبان عمل می کنند. برای پاسخ به این سوال، باید از شناسایی پرسش های نظریه پردازان حقوقی در مورد عدم قطعیت صحبت کنیم. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

1. منطقه نیمه روشن و نیمه تاریک ( گرگ و میش) ( نا مشخص )

در نظریه حقوقی قرن بیستم استعاره محبوبی  وجود دارد که به صورت نامعلومی با تعریف زبان شناسی به عنوان یک عنصر شناخته می شود، یک شرایط مبهم بین کاربرد یک عبارت و عدم استفاده از آن مشخص می باشد. استعاره به طور سنتی به H. L. A. Hart اعتبار می دهد.[1] اما بنجامین کاردوزو در سال 1921 از “مرز ، قطب شمال، جایی که در آن بحث می کنند”  به اصلاحات  قانون مرزی پرداخت [2]، گلانویل ویلیامز در بررسی مشكلات قانونی در مورد معنای كلمات مقاله ای نوشته است که در سال 1945 از کلمات با استعاره استفاده می کردند: “از آنجا كه قانون باید به صورت کلمات بیان شود و كلمات با معانی دقیق به صورت جمله بیایند ، موارد حاشیه ای باید حذف شوند [3].” كاردوزو به طور ضمنی و ویلیامز به صراحت ادعای Hart  را مطرح می کند که قاضی نقش اصلی و  قانونی در پرونده های جنایی را ایفا می کند[4].

از آنجایی که Hart  استعاره اصلی و عددی را اعلام می کند . بسیاری از نظریه پردازان حقوقی اصرار دارند که این مفهوم به اشتباه به کلمات نوعی اطمینان مطلق بودن یا استقلال می دهد ،  یا مصونیت برای تغییر، و این عدم قطعیت بیش از حاشیه  قرار دارند. آنها مفهوم یک حجم کوچک را مطرح نکرده اند، اما مفهوم یک هسته اصلی را بیان نمودند.[5]ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

معنی آن این است که یک تکه شدن هسته اصلی لازم است ؟ این ادعا که معنای یا کاربرد کلمات کاملا نامشخص هستند؟ یکی از پاسخ ها این است که این ادعاها را به صراحت رد می کند: همه می دانند که مواردی وجود دارد که کلمات بدون هیچ گونه شک و یا اختلاف به کار می روند، همان طور که شرایطی وجود دارد و  مشخص نیست که آیا آنها به درستی اعمال می شود. پاسخ بعدی در مورد این  چنین ادعاهایی را بعنوان بی عاطفه بودن ،  رد می کنند – آنها اعلام می کنند که دقیقا باید در مورد زبانشناسی بیان شود[6]. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

با این وجود اولین درس فقه، این نیست که ادعاهای به ظاهر اشتباه یا بی عقلایی را رد می کند (مثلا “قانون انجام شده توسط یک واقعیت قانونی اعلام شده است، یا یک قانون ناعادلانه قانونی نیست ، یک نظریه پرداز قانون را بیان کند). در عوض، ارزش این را دارد که تاکید جدید یا بینش نادیده گرفته شود ، یک نظریه پرداز، با پوچی روبرو می شود. بی تفاوتی در نظریه حقوقی شایسته تقدیر است، درست همانطور که شخص می تواند از خشنود بودن خواسته خودشان برای دیگران بگذرد، در صورتی که بخواهیم بگوییم آیا باران می آید یا نه. ‘بله و خیر’.[7]

طبق توسعه Lenency تفسیر ادعاهای نامتقارن رادیکال را به عنوان اعتراضات چند جانبه  با ادعاهای غیرمنتظره (یا فرضیات نامتقارن) تعیین می کند. و در واقع، ادعاهای جذاب و عجیب از عدم قطعیت در  موقعیت های معقول و جذاب تر می باشند. در حقیقت، موقعیت های معقول به طور معمول به ادعاهای نامشخص (دیوانه وار)، امتیاز داده می شود. استدلال ما  زمانی که امتیازات تعیین می شوندو  هر شکایتی درباره عدم قطعیت ارائه می گردد[8]، سازگاری با آنچه Hart  درباره زبان اعلام کرده است ، مشخص می گردد: در واقع موارد ساده ای وجود خواهد داشت  که اصطلاحات عمومی به روشنی قابل اجرا هستند . اما مواردی نیز وجود دارد که کاملا مشخص نیستند،  که آیا این قوانین اعمال می شوند یا نه. سپس در مورد این که آیا تعریف گسترده و معمول  (به تیتر 1 بخش اطلاعات و پیشنهاد در قسمت 7 مراجعه کنید)، یا کمیاب، و احتمالا به اشتباه نظریه پردازان غیرمعمول می باشد؟[9]ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

نظریه بی قید و شرط یعنی چه؟

نظریه پردازان حقوقی می گویند که قانون هنگام تعیین یک مسئله نامشخص می باشند. و یا اینکه چگونه قانون به حقایق می پردازد، به این پرسش ها پاسخ مناسبی داده نشده است.[10] ” چنین عدم قطعیت در قانون را به “عدم تعریف زبان” نام می برند ، و به عدم قطعیت در استفاده از عبارات زبانی اشاره می کنند، این عدم قطعیت قانونی منجر به عدم تعریف قانون می شود، [11]که  به طور کلی، «عدم قطعیت» را به عنوان یک ویژگی از کاربرد قانون و یا یک عبارت، به یک مورد خاص (یا موارد) و  مبهم  اشاره می کنند . از این روش به عنوان یک ویژگی از قانون نام و  مورد استفاده قرار می دهند. به عنوان مثال، قانون در مورد شکار بوفالو قانون مبهم است اگر مرزهای منطقه تحت تاثیر مقررات ناشناخته باشد، زمانی که در مرکز آن منطقه قرار می گیرید، قانون نامعلوم می باشد. در غیر این صورت فقط در موارد مرزی قانون اعتبار دارد.[12] ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

در مورد کاربرد زبان که در آن قوانین تدوین شده است، نظریه پردازان حقوقی ادعا می کنند که عدم قطعیت عملی و ادعاهای نامطلوب نظری وجود دارد. عدم تعریف عملی در زبان  با صلاحیت تعریف زبان به اندازه کافی شناخته شده نیست ، از این رو ، آیا اصطلاح به واقعیت های شناخته شده اطلاق می شود یا خیر، در صورتی که صلاحیت قانونی برای شناخت پیامدهای قانونی وضعیت شناخته شده  ، کافی نیست. ادعای ممیزی از عدم قطعیت عملی می باشد،  سخنرانان اصطلاحات زبان هرگز نمی توانند در مورد اینکه  یک اصطلاح اعمال می شود و یا اینکه وکلای صالح هرگز نمی توانند از آنچه قانون مورد نیاز است و اجازه می دهد، در موارد قانونی بهره ببرند. ادعاهای نامتقارن تئوریک در این راه، مفاهیم سادهای را بیان نمی کند. آنها ادعا می کنند که معنا و یا کاربرد صحیح کلمات به گونه ای نیست که مردم تصور می کنند، در برخی موارد قانونی به گونه ای متفاوت است که حتی برای تعیین آنها گمراه کننده هستند [13]. برخی نظریه پردازان استدلال می کنند که بحث در حال حاضر درباره عدم قطعیت کاملا مربوط به آنچه  نامفهوم می باشد. نظریه پردازان چنین الزاماتی را  به طور غیرمستقیم در یک سیستم حقوقی قرار می دهند ، به عنوان مثال، Hart  می گوید: این نوع نکته تئوریک عدم قطعیت بیانگر ادعای عدم قطعیت قانونی نیست، بلکه کارکرد از یک دستورالعمل فلسفی می باشد. ” معنای ارزیابی ادعاهای تئوریک نامطلوب نیست. این کار نیاز به یک تئوری کامل به معنی، و هیچ کس تا به حال به اندازه کافی برای به دست آوردن نظریه های قانونی معنایی پیدا نکرده است.[14]

هدف از این نظرسنجی آن است که به تجزیه و تحلیل تئوری های زبان که به ادعاهای نامطمئن که در مواجهه با آنها رخ می دهد، تحلیل شود. و هیچ تلاشی برای رد ادعای نامطلوب نخواهد بود؛ هیچ بیانیه به معنای چیزی، در جمله این نیست. هدف من اشاره به برخی از ویژگی های است که از نتیجه گیری جالب توجه می باشد که، با وجود ظاهر، هیچ کس در واقع ادعای نامطلوب رادیکالی است. واقعیت این است که این چنین ادعایی  به خودی خود رد می شود، این اصل واقعیت قانونی را توضیح نمی دهد، همان طور که دیوید گری کارلسون، مدیر فریبکار قانونی، نشان داده است: “این فریب دادن در فروش و دور زدن قانون در  واقعیتی است که به طور کامل قابل درک می باشد . و حتی قانون توسط آنها  مورد سوءاستفاده قرار می گیرد  –  این عمل به هیچ وجه ثابت نمی کند که تفکیک ساختن در مورد معنی اشتباه است. کارلسون معتقد است که خود اعلام قانون  نشان می دهد که تخریب در مورد معنی اشتباه است: در عوض، نشان می دهد که تخریب چیزی درباره معنای خاصی  نمی گوید. با  بحث درباره توافق جاری در خصوص fisher ت تفسیر (بخش 2) و تفسیر (بخش 3) شروع خواهیم کرد. ادعای بی تفاوتی در رادیکال ادعا مسئله ای است که از دیدگاه های نظری مطرح می شود، تمایل به تساهل تعیین کننده دارد. چه چیزی پس از ادعاهای بی نظم رادیکال با امتیازات کاهش می یابد؟ اغلب ادعا می کنند که معنا به بستر بستگی دارد. بنابراین بخش 4 ارتباط بین زمینه و عدم قطعیت را مورد بحث قرار می دهد. بخش 5 ادعاهای بی نظمی ناامنی را که از قوانین بیش از اظهارات ویتگنشتاین در مورد قوانین زیر  بررسی خواهد کرد.ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

2. تعلیمات و پیش بینی انتقادی ارتودوکسی

در مورد تفسیر و توافق نظر وجود دارد. به طور خاص، در مورد نقش آن در قانون: این درک تفسیر است و به طور خاص، که هر کاربرد قانون نیاز به تفسیر قانون دارد. این مفهوم که دنیس پترسون در مورد “ارتودکسسی” بیان کرده  ، می باشد،  تفسیر فعلی را به ویژه با fisher  estanly  مرتبط کرده است. تفکرات او بیان می کند که همه چیزهایی که مردم با سخنان دیگران انجام می دهند ، قابل تفسیر می باشد:[15] در استدلال من تفسیر متعارف می باشد.

نوعی از ارتباطات که دقیقا همان شرایط را مشخص می کند – ضرورت تفسیری، اجتناب ناپذیری از دیدگاه و اجرای قانون را  با اعمال تفسیری که ظاهرا تفسیر، نیت، ویژگی های کلی را مطرح می کند .

برخی از افراد در مورد اکثر ادعاهای اخیر مخالف با fisher هستند، اما در مورد “ضرورت کار تفسیری” در فهم و استفاده از اصطلاحات زبانی و قانون با او توافق دارند. محدوده قابل توجهی از نظریه پردازانی که دیدگاه های مشابه دارند.  Frederick Schauer تفسیرگرای گسترده ای را ایجاد می کند: به نظر می رسد که صحبت عادی کلمه تفسیربرای آن دسته از مواردی که در آن یک مشکل وجود دارد ، در این رابطه، استفاده از زبان شناسی رایج می باشد که به طور بالقوه گمراه کننده هستند. تفسیر کاربرد یک قاعده هم یک توافق می باشد: ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

اوون فیس: تفسیر قضاوت: قضاوت فرایندی است که قاضی آن را درک و بیان معنای یک متن حقوقی معتبر و ارزش های مندرج در آن متن بیان می کند.

مارگارت جین راتلین: هر کاربرد آنها | قوانین | یک تفسیر مجدد است. “رونالد دورکین:بیان می کند که پاسخ تفسیری به سوال ، چه بخشی  از قانون درست است؟ حتی در موارد آسان، این موضوع مطرح است. حتی زمانی که ژاک دریدا می گوید هر مورد نیاز به تفسیر کاملا منحصر به فرد دارد.[16]ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

این یک اتفاق عجیب و غریب در میان افرادی است که در مورد هیچ چیز بایکدیگر توافق ندارند . این در ادامه دیدگاه های مختلف خود را در مورد چگونگی تفسیر، در مورد اینکه آیا تفسیر می تواند به روشنی درست یا غلط انجام شود، بر ماهیت حقیقت و معنا و غیره دارد . من فکر می کنم همه فکر می کنند که هیچ یک از پرسش های قانونی نمی تواند پاسخ داده شود مگر اینکه یک تفسیر داشته باشد.

اجماع فروش آن نشان می دهد که شیفتگی با تفسیر هیچ دیدگاه خاصی درباره عدم قطعیت ندارد. رونالد دورکین  : قانون را به عنوان تعیین کننده تر از هر کس دیگری می بیند و ما حتی باید تردید کنیم که ادعای نامطلوب را به Stanley Fish تعلق می دهیم. در پاسخ به پترسون “چگونه شما این کار را انجام می دهید ؟  به نظر می رسد توسط محکومیت ها نابجا  قانون صدمه ببیند.

قانون در توصیف جهانی اعلام میکند، خوانندگان (نه انتخابی، بلکه از طریق تاریخی که به آنها رسیدگی می شوند) در جوامعی که سنت ها در مرکز قوی ترین محدودیت ها هستند،  مورد سو استفاده قرار می گیرند … آنها ساختار آگاهی فردی را فراهم می کنند، مجموعه ای از معانی را به وجود می آورند و مسیرهای عمل تفسیری را ایجاد می کنند .  این در مورد یک فرد میتواند (از یک جبرگرایی بیرون و خارج) از یک وضعیتی که همه چیز مجاز است، اجرا شود . ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

توافق تفسیری مستلزم هیچ ادعای نامتقارن نیست؛ زمانی که کاربرد زبان کاملا می تواند همه چیز را تعیین کند آن را تفسیر می کند ، در شرایطی که، اگر ما تفسیر را تفسیر کنیم، فقط یک تفسیر صحیح وجود دارد. طبق ادعای او هنگامی که شما به علامت شلاق می رسید، نمی توانید به علامت بدون تفسیر پاسخ دهید.[17]

به نظر می رسد که اجماع به معنای تفسیر بیش از موارد فهم است که تفسیری نبوده است. در فصل هشتم من یک تفسیری ارائه می دهم که از این دیدگاه اجماع پشتیبانی می کند. اما من با استفاده از اصطلاح کلمه هیچ تلاشی نداشتم. می توان گفت که در بعضی موارد تنها یک تفسیر قابل قبول وجود دارد و این تعریف پذیری یا سایر تفاسیر دیگر است. یا ما می توانیم بگوییم که در چنین مواردی هیچ تفسیری نیازی نیست – به این معنی که درک قانون و آثار جای تفسیر را نمی گیرند، تفسیر «به نظر می رسد مفید باشد  (و اغلب مورد استفاده قرار می گیرد) به عنوان یک اصطلاح برای انتخاب به عنوان معنای یک بیان یا متن کاربرد دارد . در حالی که گزینه هایی برای مشخص کردن این راه های قانونی وجود دارد (برای مثال اینکه آیا برای متوقف کردن)، هیچ چیز در مورد معنی قانون به وضوح  وجود ندارد. برای قانون از  اصطلاح “تفسیر“، استفاده می کنیم ،  می توانیم یک قاعده را اصلاح کنیم به طوری که معنای آن را روشن کنیم. اما ما نشانه های توقف را تفسیر نمی کنیم.[18]ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

مردم می توانند از «تفسیر» به عنوان مترادف برای فهم یا برای یک فرایند خلاقانه برای انتخاب استفاده کنند. زمانی که از آنها برای هر دو مورد استفاده می کنیم ،  موارد جالبی اتفاق می افتد. دقیقا همین دلیل است که استفاده از کلمه “تفسیر” برای توصیف یک فرایند خلاق معمول و جذاب است که اجماع تفسیری آن را به ادعاهای نامتقارن تحمیل می کند. اگر فکر می کنید که هر کاربرد قانون، یک تفسیر است، و اگر شما به طور همزمان در سر خود نگه دارید، ایده ای که تفسیر آن موضوع تصمیم گیری در میان گزینه های باز است، نتیجه نامعلومی دارد . بدین ترتیب سنفورد لویینسون ادعای بی قید و شرط را با استفاده از پراگماتیسم ریچارد رورتی تدوین می کند. رورتی فکر می کند که یک مترجم “به سادگی متن را به شکلی متمایل می کند که به اهداف خود رسیدگی می کند” و او اصرار می کند که تمایز بین این فعالیت و فهم متن وجود ندارد.[19]

لوینسون به گروهی از نظریه پردازان انتقادی پیوسته است که “جستجو برای پایان دادن به تفسیر 1” را رد می کند و نتیجه می گیرد که هرگز نمی توان گفت که پرونده قانون اساسی “به اشتباه” تصمیم گرفته است، زیرا استفاده از زبان، اعتقاد به توانایی شناخت ذات اساسی قانون می باشد. و گرچه او مایل به انتقاد برخی از کارهای جان مارشال به عنوان شرایط ناسازگار است، او چنین انتقادی را “غیرمستقیم” می پندارد، زیرا آنها “وجود یک گفتمان ممتاز که به من اجازه می دهد مارشال را به عنوان” ناموفق و نه فقط متفاوت “فرض می کند. لوینسون تقریبا متوقف نخواهد شد که چه چیزی گفتمان مطلق را قادر می سازد او را بگوید که مارشال ‘متفاوت است، و یا چیزی را همه چیز می گویند.ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

به غیر از اینکه می توان گفت که یک پرونده اشتباه تصویب شده است (یا البته درست است) یک مشکل وحشتناک برای یک وکیل می باشد که در آن قرار گرفته است . ولویینسون گاهی اوقات از آن ناامید می شود. متاسفانه، این مشکلی در برخی نظریه ها قرار دارد  بحرانی قرار دارد ،  نظریه پردازان حقوقی با تحقق نااطمینی، امکان انتقاد از هر چیزی را از بین میبرند.

علاوه بر ناامیدی لوینسون، تکنیک های مختلفی برای مقابله با این مشکل پیش پا افتاده وجود دارد. پاسخ استاندارد این است که به اعتقاد برسیم که به چالش کشیدن وضع موجود به نفع خودش است، حتی اگر شکل چالش باعث ایجاد پوچی در پیشنهاد تغییر در وضعیت موجود شود. “این رویکرد بر پایه یک پتانسیل لفظی مزخرف متکی است.[20]

پراگماتیست مانند ریچارد رورتی واکنش ظریفتری دارند: آنها سعی می کنند “بین دانستن آنچه که شما می خواهید از یک فرد یا چیزی یا متن پیش از آن خارج شوید و امیدوار باشید که فرد یا چیز یا متن به شما چیزی متفاوت می دهد – دروغ یا او یا آن به شما کمک می کند که اهداف خود را تغییر دهید و بنابراین زندگی خود را تغییر دهید. »اما یک نشانه از فشار برای شما نمیتواند اهداف شما را تغییر دهد، آن را به شکل خود برای هدف بر می گرداند . حل و فصل این تنش در کار Rorty باید نوعی درگیری بین متن و هدف، که تنها ممکن است برخی از متون مقاومت در برابر ضرب و شتم به برخی از اشکال می باشد. این قانون یک امتیاز خاصی است.[21]

پیچیدگی بحرانی در تئوری حقوقی بیشتر از تئوری ادبی ترسناک تر است، زیرا خواستن یک تفسیر یک قانون اساسی درست یا غلط است عموما فشرده تر از خواستن است که بگوییم تفسیر یک شعر درست یا غلط است. [22] لوینسون، رایج ترین نظریه پردازان ناشناخته قانونی می باشد : تعیین  امتیازات: «مطمئن باشید هیچ یک از منتقدان رادیکال از موضع دفاع نمی کنند که هر تفسیری درست همانند هر چیز دیگری باشد. “این تضاد با لوینسون مخالف است ، این تضاد نظریه جان مارشال را مورد انتقاد قرار می دهد: برای انجام این دروغ فقط باید دلایل را برای اینکه تفاسیر مارشال  جایگزین مناسبی نیست ، تعریف نمود. ادعای نامتقارن لوینسون به نظر می رسد به همان اندازه مجذور مناسبی نیست.[23]ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

ما می توانیم به طور کلی از نظریه پردازان ناشناخته تفسیر کننده هم بگوئیم. ادعای نامطلوب تفسیری رادیکال باید بگویم که تمام برنامه های کاربردی عبارات زبانی تفسیر است و تفسیر هرگز بهتر یا بدتر از هر تفسیر دیگری نیست. بدون شک هر دو ادعا ممکن است، دست باشند ، اما سخت است که کسی را پیدا کنید که هر دو تفسیر را تایید کند. اگر نمونه هایی در همه جا یافت می شود. ممکن است آنها را به دنبال یکدیگر قرار دهید . تعریف انحراف به شکل زیر است.[24] ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

3. انحلال

از بین بردن «امتیاز دادن» یک تفسیر بیش از دیگری، انکار ساختن به معنای هر چیزی به نظر می رسد. این روش گورو، ژاک دریدا است؛ گسستگی “گاهی اوقات به معنی وسیعتر معادل آن چیزی است که گاهی اوقات” post structuralism “یا” نظریه انتقادی “یا حتی نظریه” معروف است “استفاده می شود. شاید انشعاب یک دستگاه فکری پیشرفته برای افشای افکاری است که تفکر و زبان و تجربه را فرا می گیرد. شاید برورورا deconstructionists تمایز قائل نباشند: هیچ تصوری از تخریب را نمی توان با اعتماد به نفس پیشرفت کرد، چرا که هر گونه چنین تصورات به تخریب بیشتر می انجامد “(میشل روسفلد). ‘همه جملات نوع “deconstruction X” یا “deconstruction X نیست” . از دست دادن نقطه توافق، که می گویند آنها حداقل اشتباه است (ژاک دریدا). بازتاب های خود  در دیدگاه دریدا درباره ی عدالت یک بی تفاوتی رادیکال غیرقانونی – حداقل در استفاده از کلمه “فقط” می باشد که  نتیجه خبر می باشد.

اصرار دریدا بر عدم امکان فراخوانی هر چیزی “فقط” از یک پارادوکس ایجاد می شود؛ به درستی، یک تصمیم باید مسئول و همچنین آزاد باشد. بنابراین باید “هر دو تنظیم و بدون مقررات باشد؛ این باید قانون را حفظ کند و همچنین آن را از بین ببرد و یا آن را تعلیق کند. روشی جذاب برای پارادوکس دریدا به عنوان یک توصیه ساده برای ادعاهای عدالت و هشدار علیه ریاکاری و کورکورانه اخلاقی است. اما همان اصل deconstructionist که در مورد آن نیز به کار می رود نیز به «ناعادلانه» اعمال می شود، یا (i) به واسطه تقارب تخریب، یا (ii) به موجب این واقعیت که اگر تصمیمی نتواند درست باشد، هیچ تصمیمی نمی تواند غیرمسئول باشد. “ناعادلانه” یا برای تصمیم گیری قابل اعمال می شود، یا به صورت بی معنی برای هر تصمیم (قابل استفاده برای مثال، برای تشخیص محکومیت یک زندانی که از محکومیت یک زندانی محکوم شده است) استفاده می شود. هیچ روش جذابی برای گزینش وجود ندارد که هیچکس نمیتواند بگوییم “این بی عدالتی است” بدون خیانت به عدالت باید انجام شود.ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

هشدارها در برابر نابینایی اخلاقی نباید به آسانی مورد توجه قرار گیرد. در بعضی موارد ممکن است تصمیمی برای تصمیم گیری وجود نداشته باشد: تصور کنید یک متهم به وضوح مجرم شناخته شده در مورد اتهامات قابل قبول از اتهامات جدی جنایی به درستی ارائه شده است و فرض کنید که سیستم کیفری سوء استفاده می کند. این ممکن است ناعادلانه باشد که برای تبرئه شدن، و به عنوان نتیجه نتیجه گیری، تعیین تعیین حقوقی پذیرفته می شود. تصدیق غیرقانونی به دست می آید، ساده تر است که بگوییم عدالت مستلزم تصمیم گیری دقیق در مورد اینکه آیا قانون را اعمال می کند یا نه، گفتن اینکه عدالت باید قانون را حفظ کند و قانون را نابود کند. این ساده تر است، و این به دلیل استدلال استدلال استدلال دریدا است [25]که به معنای آن نیست که لزوما تنها به پیروی از حکومت برسد؛ [26]یعنی «قانون (داری) عدالت نیست». اما شاید امتیازات تعیین کننده در انحطاط ساختگی، پاک است. شاید دریدا فقط می گفت که ادعای او در مورد عدالت حتی اگر قضاوت قانونی مشخص باشد، برگزار خواهد شد. این بحث درباره میزان و صحیح بودن قابل حذف است؛ ما باید بتوانیم در هر جایی از آن استفاده کنیم. و تصميم گزينش در مورد ارائه: ادعا مي کند که ثابت کند اين يک عدالت است که مي گويند هر تصميمي درست است. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

جالب است استدلال دریدا منطبق بر یک قاعدگی مشخص در هر زمان است که ما به راحتی یک قاعده خوب را به یک مورد خاص اعمال می کنیم، به یک مثال به درستی زیرمجموعه، طبق قضاوت تعیین کننده، می توانیم مطمئن شویم که قانون (droit) اما مطمئنا عدالت نیست. »اگر نمونه هایی را می توان به درستی فرض کرد، اگر قواعد را می توان در موارد خاص مورد استفاده قرار داد، تعیین تعریفی زبان شناختی پذیرفته می شود. اگر قانون (خود خود را انجام می دهد ادعاهای بسیار دلخواه از عدم قطعیت رادیکال:” معنای یک متن می تواند احتمالا هر چیزی جز آن چیزی است که در حال حاضر به نظر می رسد (میشل روزنفلد). “اگر ممکن است بنویسید که زیر چرندی بنویسید، قضیه نامعلوم رادیکال به صراحت درست است” (David Grey Carlson).[27] با این حال حتی deconstruclionisls flinch: در فساد اداری در همه موارد به هیچ وجه غلط و نادرست نیست … همچنین فساد اداری، پدیده ارتباط موفق را انکار نمی کند. بدون شک، هر روز نمونه هایی از سخنان گفتاری را که شنونده ها را درک می کند، به نحوی که سخنران آنها را درک می کند، فراهم می کند. اما هیچ ضمانتی برای ورود موفقیت آمیز پیام وجود ندارد، زیرا زبان دارای پرونده ای است که فراتر از کنترل بلندگو است. (دیوید گری کارلسون) به نظر می رسد که هیچ کس نمی گوید که هر چیزی می رود. Deconstruclionisls برای پیشگیری از بحران بحرانی تلاش می کند: همراه با امتیازات تعیین کننده. آنها بر ارزش یک ذهن باز تکیه می کنند. “انكار كردن انكار مشروعیت قواعد و اصول نیست: این تأكید از توانایی های انسانی است كه در رعایت اصول قانونی خاص مورد توجه قرار گرفته یا فراموش شده اند” (J. M. Balkin). انحراف از مخالفت سلسله مراتبی به بحث در مورد ترتیبات نهادی که بر سلسله مراتب متکی هستند و بنابراین فرصت های تغییر را باز می کند “(جاناتان کولر).

فساد شامل قانون برای بحث، اما نه بحث است. این نشان می دهد که فرصت های جدید تغییر، اما اجازه نمی دهد ادعا می کنند که دلایل به نفع یک تغییر، از دلایل آن بر خلاف آن است. این نشان دهنده امتیاز دادن به ایده است، اما نمیتواند بگوید که ایده ها باید امتیاز دهند. به نفع این رویکرد، می توان گفت که ایده های نامناسب (و بنابراین، احتمالا افرادی که ایده های آنها هستند) نوعی برابری با امتیازات است. اما شیوه ای که در آن ایده ها را با هم مقایس می کند، بی معناست: انحراف آن تنها به انحرافات بیشتر منجر می شود.ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

دریدا علائق بحرانی بحرانی را نشان می دهد و یک نسخه پیچیده از پاسخ باز ذهن را می گیرد. او اصرار دارد که فریبکارانه، پیش از مساله ی اخلاقی-سیاسی قانونی عدالت و قبل از مخالفت بین عادلانه و غیر عادلانه، از عطف شبه نیهیلیستی نیست، و ادعا می کند که «به طور مداوم برای بازجویی از منشاء، مبانی و محدودیت های مفهومی ما دستگاه نظری یا هنجاری که در اطراف عدالت قرار دارد، بر روی بخش تخریب است، اما خنثی کردن علاقه به عدالت، عدم حساسیت نسبت به بی عدالتی است. اما چگونه تفکیک تفصیلی به عدالت و حساسیت نسبت به بی عدالتی بیان می شود؟ در انکار اینکه هر تصمیمی درست است. دریدا در اینجا Derrida راه حلی برای بحران بحرانی می بیند که مثبت تر از امتیاز های ثابت است: او فکر می کند که “هیچ چیزی بیشتر از چیزی که امروز من به آن می گویم” “انحراف” است[28]. ادعا می کند که ادعای او این است که تفکیک ساختن چنین استانداردهای فوق العاده ای دارد که به هیچ وجه درست نیست. اما اگر تخریب نتواند بگوید که هر تصمیم ناعادلانه است، همچنین استانداردهای کمتری دارد. به عنوان یک تکنیک تصمیم گیری در مورد چه کاری باید انجام شود، مانند یک رابین هود نا مشخص (دیوانه وار) ای است که به فقرا رسیده و در شب به خانه باز می گردد تا آن را به سرقت ببرد.[29] ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

نوشتار

وقتی نظریه پردازان نامتعارف به نتیجه گیری برسند. آنها اغلب به تذکرات میپردازند که ادعای نااطمینانی در واقع یادآور وابستگی معنایی معنا است:ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار


[1] به عنوان مثال توسط کن کرس “عدم تعریف قانونی” (1989) 77 مرور قوانین کالیفرنیا 283.287؛ رادیو مارگارت جین ‘بازنگری قانون I .aw * (1989) 09 قانون حقوق دانشگاه بوستون 781 793-4 (LL 285-6). دیوید لیونز. «تفسیر قانون اساسی و معنی اصلی» (1986) 4 فلسفه و سیاست اجتماعی 75. 83 (/./ 221): فردریک شوآر. ‘Formalism’ (1988) 97 مجله ییل قانون 509.51A (LI. 434). ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

[2]   بنجامین N. کارتوزو، ماهیت فرآیند قضایی (New Haven Yale L Jniversili Press، 1921). 130

[3] قانون و زبان – III * (1945) 61 LNV بررسی سه ماهه 293. 302 (1.1 139). هارت تأیید کرد که ویلیامز از این مفهوم استفاده می کند؛ C 1.278. استعاره جنون حداقل به اندازه توصیف فراز و فرودهنده فراتر از راسل است؛ “همه کلمات بدون شک در یک منطقه مشخص قابل تقسیم هستند، اما در داخل قطب نما، که در خارج از آنها قطعا قابل اعتراض نیستند، قابل تقسیم است.” (“ناگسستنی” (1923) مجله روانشناسی و فلسفه استرالیا) 84. 87. ویلارد کوئین همچنین از استعاره ستون در Word و Object استفاده کرد (کمبریجترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

Mass.، MIT Press، I960). 128 [4] ویلیامز. ‘قانون و زبان IN’303 (1.1.140).

“ما ممکن است مشکلی را مطرح کنیم که خارج از هسته سخت نمونه های استاندارد مطرح می شود و یا معنی” مشکلات نیمه “را حل می کنند.” مثبت بودن و جدایی از قانون و اخلاق “(1958) 71 نقد و بررسی قانون هاروارد 593607. مفهوم قانون “یک هسته قطعیت و یک قطره از شک * در استفاده از اصطلاحات عمومی استفاده شده در فرمول قوانین قانونی (CL 123). ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

[5] * 126 CL . در مفهوم قانون، مارل نگران مخالفت با “شک و تردید قانون” واقعگرایان قانونی آمریکا بود: برین نامه اشاره کرده است که به طور کلی ادعاهای نامطلوب خود را در قالب زبان شناختی نیست، مبنی بر تنوع اصول قانونی موجود برای مدعیان استفاده از هر مورد (حقوقی حقوقی)، در دنیس پترسون (CD)، همراهان بلکول به فلسفه، نظریه ایلوا و لیا (آکسفورد: بلکول، 19٪). 261). اما این ادعاهای نااطمینی من را با دیدگاه هارت مطابقت می دهند: در شرایط نامه، واقعگرایان قانونی فکر می کردند که قانون جنجال است – همه چیز نامشخص محلی نیست. در سطح جهانی (265(ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

[6] CL 124.134. 154 

[7] “بی اعتنایی قانونی Kress ‘، n. بالا 2.S3: براون بیکس. قانون، زبان و حقوقی 0etemiinucy (Oxford: Clarendon Press، 1993(

[8] مشاهده کنید به عنوان مثال رابرت جاستین لیپکین -متغیر Juslilicatiun و حقیقت در قانون اساسی

[9] نظریه * (1992) 60 فروید فروید قانون نقد 595.611.

[10] در مورد لینک، برای خلاص شدن از خود از مفهوم حقیقت  lbid.609n.56.دیوید گری کارلسون. رابطه فلسفی لیبرال با حاکمیت قانون 11 43 دانشگاه تورنتو مجله حقوق 257.27 S. • ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

[11] فقر جهانگرائی تفسیری: کمترین بازسازی نظریه حقوقی است.

[12] چطور می توانم مثل شما کار کنم؟ پاسخ به دنیس پترسون نقد 57.62.  »Ztaie Vita به طور طبیعی می آید (Durham: Duke Press I9S9)

. 43-4.

[13] اوون فیس -Objectivity و تفسیر * (19X2) 34 قانون بررسی استنفورد 739.739.

[14] بازی کردن توسط قوانین (آکسفورد: Clarendon Press 1991) 207 راتلین.” بازنگری قانون حاکمیت *، من از بالا 819 (LL. ‘1)ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

[15] در شکاف در قانون *، در Neil MacCormick و Paul Amsclek (eds.). مخالفت با هستی شناسی قانون (ادینبورگ: انتشارات ادینبورگ، 1991). 84. 88. و همچنین ادعا در امپراتوری قانون است که “قانون مفهومی تفسیری است …” (LE 87). Dworkin استدلال می کند که قاضی باید از روش مشابه تفسیری برای تصمیم گیری در هر مورد استفاده کند (LE 265-6. 353-4). جیمز فینز استدلال کرده است به شدت با جهانی بودن تفسیر Dworkin در علت و مقام در امپراتوری قانون (1987) 6 قانون و فلسفه 357.358-63 استدلال کرد.

[16] نظریه قانون طبیعی تعبیر * (1985) 58 نقض قانون کالیفرنیا جنوبی 277. 284-5.

[17] جزئی قانون: “بنیاد عرفانی اقتدار” *، در میشل روزنفلد و جی. ج. کارلسون (eds.). Deconstruction و امکان دادرسی (لندن: Routledge 1992)، 3.23. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

[18] به چ نگاه کنید -1.3 در زیر (1993) 72 نظرسنجی قانون تگزاس 57.61 -2.

[19] این ادعاها در ادامه آمده است (‘h. 8)

[20] لوینسون ‘قانون به عنوان ادبیات (1982) 60 نظرسنجی قانون تگزاس 343. 383 (/./ 355). نقل قول از ریچارد رورتی. پیامدهای پراگماتیسم (برایتون: هارستر، 1982). 139. Cf Rorty. ‘پیشرفت Pragmatist’، در Umberto اکو. تفسیر و تفسیر، ویرایش. استیفن کالینی (کمبریج: دانشگاه کمبریج، 1992). 89.93: “به نظر ما، هر کس هرگز با هر چیزی با آن کار می کند، از آن استفاده می کند. تفسیر چیزی، دانستن آن، نفوذ به ماهیت آن و غیره، تنها راه های مختلفی برای توصیف برخی از فرایندهای قرار دادن آن برای کار است.

[21] لوینسون “قانون به عنوان ادبیات” 384 (LI. 354).ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

[22] همان 386 (LL 356).

[23] همانجا 389 (LL 359).

[24] همانجا 401-3 (LL 371-3).

[25] دریدا نیروی LaW.n. 20. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

[26] تفکر انتقالی و حقوقی 2K2 اما توجه داشته باشید که رابطه ی پیچیده فلسفه لیبرال از تعریف نظری استفاده می کند که کارلسون به نظر می رسد از «قضیه بی قید و شرطی رادیکال» از S2 -3 استفاده کند.

[27] همانجا 278 نفر 51

[28] در مورد فساد اداری (لندن: Routledge) تمرینات تخریب و نظریه حقوقی

[29] همان 15ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

error: شما فقط اجازه مطالعه دارید
قیمت می خواهید؟ ما ارزانترین قیمت را ارائه می کنیم. کافیست فایل خود را یا از طریق منوی خدمات ترجمه => ثبت سفارش ترجمه ارسال کنید یا برای ما به آدرس research.moghimi@gmail.com ایمیل کنید یا در تلگرام و واتس آپ و حتی ایمو با شماره تلفن 09367938018 ارتباط بگیرید و ارزانترین قیمت ترجمه را از ما بخواهید
+