تعریف و معنای زبانشناسی (بخش دوم)

به جهت سفارش ترجمه ارزان از نوار بالای سایت کمک بگیرید.

هنوز قوانین وجود دارد بوی هیچ قاعده ای وجود ندارد که بتواند بافت را از بین ببرد. (مارگارت جین رادین)[1] Deconstruction … تأکید می کند که معنای بستگی به محتوا است – عملکرد روابط درون یا بین متون – اما این که زمینه خود بی حد و حصر است: همیشه امکانات متنی جدید وجود دارد که می توان آن را ارائه داد، به طوری که چیزی که ما نمیتواند این کار را بکند. (جاناتان کولر) ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

پاسخ کلی به ادعا می کند که معنای زبان نامشخص است، زیرا به بستر بستگی دارد، باید نشان دهد (1) این معنا به لحاظ رادیکال بستگی ندارد، یا (2) وابستگی متنی به طور معمول منجر به عدم قطعیت نمی شود.

معنی Acontextual چیست؟

Frederick Scliauer این پاسخ را به ادعاهای نامطلوب توسعه داده است. Schauer می نویسد که “حاکمیت” (توانایی حکومت برای تقاضای رفتارهای متفاوت از رفتار مورد نیاز توجیه قانون )” نیازمند “احتمال این است که یک شکل تصمیم گیری می تواند به طور قابل ملاحظه ای به معنای تعمیم فرموله شده هدایت شود و نه از طریق به طور خاص استفاده از توجیهی که در آن فرمول وجود دارد، به کار رفته است. او استدلال می کند که این امکان بستگی به “خودمختاری معنایی” دارد، که دارای “معنی متنی است”. بنابراین گزارش Schauer از قوانین ادعا می کند که آنها می توانند بدون آگاهی از زمینه استفاده شوند.ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

بدیهی است که معنای سخن گفتن نه تنها ویژگی خاص رویداد واحد است که در آن اتفاق می افتد. با این حال، شیوه هایی که Schauer در مورد این ایده توضیح می دهد به نظر می رسد دچار مشکل می شود.

مشکل اصلی این است که هیچکس نمیتواند از نمادهای زبان مستقل از اهداف و موارد خاص استفاده کند. اما Schauer می گوید که امواج اقیانوس می توانند این کار را انجام دهند:

فرض کنید که من به اقیانوس ختم می شود و در حالی که یک گروه از پوسته ها در ساحل در یک الگوی شبیه به چیزی شبیه به C-A-T است. من فکر می کنم پس از آن یا کوچک حیوانات خانگی خزدار و نه از Zeppelins و یا zebras، با وجود این واقعیت است که در این سهولت هیچ کاربر از زبان هیچ. توانایی من برای فکر کردن به گربه هنگامیکه من تنظیم می کنم (-A-1 و تاکتیک که همه سخنرانان انگلیسی wouid دارای گروه بندی نسبتا دسته ای از واکنش ها به همان الگوی پوسته، نشان می دهد پدیده من خودمختاری معنایی، نحوه زبان چیزی به خودی خود حمل می کند، مستقل از کسانی است که از موارد خاص استفاده می کنند. “

در واقع یک کاربر زبان در ساحل وجود دارد. Schauer ثابت نکرده است که معنای زبان مستقل است، زیرا او یکی از کسانی است که در موارد خاص از آن استفاده می کند.[2] ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

حقیقت بحث در مورد گربه ها در Schauers این است که کلمه “فراخوانی می کند” و “هیچ کس نمی تواند کلمه را بدون درک اینکه این کار را می کند، درک کند. برای درک کلمه “call”، شما باید انجام دهید. لازم است که بتوانید چیزهای مختلفی مانند تشخیص یک تماس با یک سگ، توضیح معنای کلمه را با اشاره به یک گربه یا با توصیف یک تماس و غیره توضیح دهید. برای اینکه معنای مستقل از متن باشد، باید معنای یک کلمه را بدون درک حقایق که زمینه را تشکیل می دهند، امکان پذیر سازیم. باید حتما معنی کلمه “فراخوانی بدون دانستن چیزی درباره تماس ها داشته باشیم”. بدین ترتیب. در فرمول دیگری از ایده خودمختاری معنایی، Schauer می گوید: “حداقل چیزی وجود دارد، آن را به عنوان آنچه که شما می گویید، به اشتراک گذاشته شده توسط همه سخنرانان یک زبان است که می توان یک سخنران از آن زبان را توسط یکی از سخنرانان آن زبان حتی در شرایطی که سخنران و فریبنده چیزی مشترک ندارند، اما زبان متقابل آنها، در واقع، چنین چیزی وجود ندارد، زیرا چنین شرایطی وجود ندارد[3]. شرایط عکس های شوائر متناقض است: سخنران و “درک” نمی توانند یک زبان را به اشتراک بگذارند و هیچ چیز دیگری را به اشتراک نمی گذارند – همانطور که هیچ کس نمی تواند زبان انگلیسی را بشناسد و هیچ چیز دیگری را بداند. مردم شائور تصور می کنند هیچ دانش درباره گربه ها، یا باران، یا خواب و یا غذا را به اشتراک نمی گذارند، اما آنها معنی کلمات «فراخوانی، باران»، «خواب»، «غذا» را می دانند. در واقع، افرادی که دانش معنی این کلمات را به اشتراک می گذارند نیز دانش زیادی در مورد گربه ها، باران، خواب و غذا به اشتراک می گذارند.ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

هاوت شاکر معتقد است که افرادی که زبان را می فهمند، بایستی به توافق های متقابل متقابل “/ 5 بپردازند و” عوامل محتمل، در تبیین حتا میزان باروری معنا به بیان “پیش بینی می شود.” این امتیازات، ایده خودمختاری معنایی را در یک نوآوری جدید نور، به معنی یک ویژگی صرفا گذار از یک وضعیت خاص نیست، معنای یک عبارت مستقل از زمینه ای است که در آن استفاده می شود. “[4]

آیا عدم تعریف وابستگی به محتوای متن لازم می باشد؟

ما باید سعی کنیم با حسن نیت روبرو شویم که معنی یک کلمه به مناسبت استفاده از آن هیچ است. صرفا به این نکته توجه داشته باشید که مشکلی در تلاش برای بیان مفاهیم خودمختاری معنایی و معنای آواشناسی وجود دارد. لازم به ذکر است که کودکان به معنای کلمه از استفاده از آن در شرایط خاص یاد می گیرند و یاد می گیرند از آن در شرایط مشابه استفاده کنند. سپس معنای یک کلمه ممکن است به عنوان سودمندی آن در شرایط خاص مورد توجه قرار گیرد. این مفید بودن می تواند متنی (به دلیل اینکه کلمات را فقط می توان در یک context استفاده کرد) یا acontextual )به دلیل اینکه آنها می توانند در زمینه های متفاوتی که مشابه و مشابه باشند استفاده شود) نامیده می شود؛ اما می توان آن را هم گمراه کرد. کودکان اغلب از واژه ها در زمینه های تعجب آور استفاده می کنند که به نظر می رسد به اندازه کافی مشابه هستند تا توجیه استفاده از کلمه را داشته باشند. آنها نمیتوانند از هیچ کلمه ای در هیچ زمینه استفاده کنند بدون این که قضاوت درباره صحت چنین شباهتی داشته باشند. با این وجود وابستگی بستر رادیکالی نمیتواند یک شکل ناشناختهای رادیکال باشد: کودکان نه تنها اغلب حق دارند که یک وضعیت جدید در موارد مربوط به کلمه مورد استفاده به اندازه کافی مشابه باشد؛ آنها همچنین قادر به درک نقطه استفاده از یک کلمه هستند. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

چنین بازتاب هایی در مورد fisher ت معنا ممکن است در بحث در مورد زمینه ها ناراحت کننده باشد. به نظر می رسد تناقض در صحبت کردن به طور کلی در مورد “زمینه”، که تنها هر چیزی یک وضعیت خاص را توصیف می کند. واقعیت این است که یک کلمه “context” برای همه وجود دارد که نباید ما را به گمراه کردن فکر کند که بتوانیم در مورد آن به روش مفیدی تعمیم دهیم. با این وجود، پاسخ کلی به ادعا می کند که وابستگی به مواد به معنی عدم تعریف است: زمینه می تواند و به طور مشخص به سوالات (یعنی تعیین) استفاده از کلمات پاسخ دهد. کلمه “بزرگ” به طور اساسی وابسته به زمینه است: اگر ما ابعاد یک شی را داده می شود، ما در هیچ موقعیتی نمی توانیم بگوییم که آیا “بزرگ” به شیء اعمال می شود مگر اینکه ما بدانیم که چه نوع شیئی است. و ما نمی توانیم بگوییم که آیا برای مثال یک خانه از یک اندازه خاص بزرگ است مگر اینکه ما در مورد بسیاری از حقایق در مورد آن، مانند محل سکونت، نحوه زندگی مردم در جامعه آن، خانه ها با آن مقایسه کنیم، و غیره اما وابستگی بستر رادیکال معنای “بزرگ” را به طور رادیکال نامشخص نمی کند. در متن، می توان گفت که یک خانه خاص بزرگ است یا خیر. به جز در موارد مرزی که ادعاهای مارت را روشن می کند. کلمه “فردا” به طور اساسی وابسته به زمینه است: هر روز مرجع دیگری دارد! اما معنای آن به وضوح مشخص نیست.[5]ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

این استدلال است که توسل به متن، یک عقب نشینی غیرقابل پیش بینی افراطی است. و باید در برابر اصرار نظریه پردازان نااطمینانی بایستی که اگر معنی با بستر متفاوت باشد، قابل اعتماد نیست: از آنجا که “معنا، محتوا بستگی دارد، اما زمینه بی حد و حصر است”، اصول قانون طبیعی با تفسیر ذهنی تهاجم می شود و لیبرالیسم وضعیت خود را به عنوان یک فلسفه از دست می دهد. وابستگی به متن لزوما منجر به “تفسیر ذهنی” نمی شود، زیرا زمینه می تواند دلایل عینی برای اعمال یا عدم استفاده از بیان به چیزی را ارائه دهد. فرض کنید یک مالک قایق به شما توصیه می کند که یک نقاش خوب باشد. از یک طرف، فقط دانستن معنی O! خوب و ‘نقاش’ اجازه نخواهد داد که به آنها کمک کنید. از سوی دیگر، زمینه به طور معمول تعیین می کند که آیا آنها نیاز به یک هنرمند، یا یک تزئین کننده، یا یک طناب برای قایق. ممکن است کاملا روشن باشد که قایق به نقاشی نیاز ندارد، که به طناب نیاز دارد و صاحب آن از هنر متنفر است. سپس دلایل عینی برای گرفتن مالک قایق در مورد طناب وجود دارد.[6]

دور از اندازه گیری به یک منبع نامعلوم، می تواند وسوسه فکر کند که زمینه تعیین می کند که آیا هر چیزی یک نقاش خوب است، چرا که می تواند هر دو (I) نوع نقاش را مورد سوال قرار دهد و (2) آنچه از این نوع نقاش (یعنی آنچه که یک نقاش خوب است) مورد مورد نظر مورد نیاز است. در حقیقت، متن ممکن است به همان اندازه قطعی نباشد. این ممکن است استانداردهای متناسب با اندازه های مختلف (قدرت سیم و وزن آن …) را تعیین کند. در حقیقت، زمینه حتی ممکن است روشن کند که آیا کسی میخواهد دکوراتور یا طناب باشد. سپس شما با عدم اطمینان واقعی ناشی از نامطلوب زبان مواجه می شوید. اما وابستگی متقابل، استفاده از اصطلاحات زبانی را به طور رادیکال نامتناهی (I) می کند، اگر مردم معمولا از ویژگی های مرتبط و مهم در زمینه که در آن عبارت استفاده می شود نادیده گرفته می شوند یا (2) اگر این ویژگی ها به طور معمول حقایق را مانند اینکه آیا کسی نیاز به یک هنرمند، تزئین کننده و یا طناب ناپذیر است. از آنجایی که نه (1) و نه (2) مورد است، بی اعتنایی ادعا می کند که صرفا اشاره بسته به وابستگی متنی از معنای قوس رادیکال نیست. مهم نیست که یک محدوده نامحدودی از زمینه های مختلف برای یک استفاده خاص از یک کلمه تصور می شود، تا زمانی که دلایل تصمیم گیری برای تعیین عوامل مرتبط با استفاده از عبارت وجود دارد. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

بنابراین، حتی اگر به طور کلی در مورد زمینه ها خطرناک باشد، ما نباید کم اهمیتی را که معنای آن را روشن می کنیم، کاهش دهیم – فقط فکر می کنم که اگر کسی به معنی یک کلمه عجیب می پرسد، ما به طور غریزی خواهان جمله ای می شویم که در آن استفاده شد . یک زمینه حتی می تواند تعیین کند که چه کسی به معنای چیزی غیر از چیزی است که آنها گفته اند. من به عنوان مثال، به طرز وحشیانه ای از مقالات C.S.Pirce، یکی از بنیانگذاران فلسفه نامعلوم:

5. ویتگنشتاین

برخی از طرفداران عدم قطعیت قانونی از Saul Kripke در تفسیر سخنان تیتگنشتاین درباره قوانین زیر به عنوان پارادوکس شکاکانه پیروی کرده اند. مخالفان آنها استدلال می کنند که آنها با یک سوال فلسفی گمراه کننده اشتباه گرفته شده اند و این که ویتگنشتاین به دور از پاسخ به این سؤال اسکیزوپیمائی نمی خواست از بین بردن اشتباهاتی که این سؤال را مطرح می کردند را حل کند. »Frederik Schaucr در همین حال استدلال کرده است که اظهارات ویتگنشتاین نشان می دهد که قوانین فرموله شده رادیکال نامعلوم نیست، اما قوانین غیر رسمی هستند.ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

سناریو که منجر به تمام این نومیدی می شود، ساده است: فرض کنید که شما یک دانش آموز را آموخته اید که شمارش کند، و اکنون یاد گرفته اید که شماره های حسی را بخوانید. همه چیز به 1000 می رسد به طور مساوی، پس از آن دانش آموز می گوید: ‘1004،1008، 1012. شما خود را در از دست دادن، به دلیل تمام نمونه هایی از اضافه کردن 2 که شما داده بود (و دانش آموز که تسلط داشتند) به نظر نمی رسد خود را برای تعیین اینکه 1002 بعد از 1000 است. شما به این معنی بودید که نمونه هایی از ‘add 2 *’ باشند، اما آنها فقط نمونه هایی از آنها بودند. به عنوان مثال، ‘اضافه کردن 2 تا 1000. و سپس اضافه کردن 4. به نظر می رسد برای اتصال یک قاعده مانند ‘add 2 با نمونه هایی از برنامه خود، چیزی اضافی لازم است. چه چیز اضافی می تواند باشد؟

این سوال فلسفی (“چه چیزی یک حکومت را با برنامه های آن متصل می کند؟”) دارای عواقب ناشی از بحث نااطمینی است. ویتگنشتاین در تفسیر شکاکانه اشاره می کند که به دلیل عدم وجود چیزی اضافی، شکاف غیر قابل تقسیم بین یک قاعده و برنامه های کاربردی آن وجود دارد. به این معنا است که هیچ قاعده ای وجود ندارد: “هیچ چیزی نمی تواند به معنای هر کلمه ای باشد. هر برنامه جدید ما یک جهش در تاریکی است؛ هر قصد کنونی می تواند تفسیر شود تا بتواند با آنچه که ممکن است انجام دهد، سازگار باشد. شکاکان این وضعیت پارادوکسی را با گفتن این که توافق جامعه مجاز است که ما را به عنوان یک قاعده صحبت کنیم، رسیدگی می کنیم: ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

• پیروی از یک قاعده “راه دیگری برای گفتن” انجام آنچه که جامعه می گوید دنبال یک قاعده است “است.[7]

تفسیر غیرواقعی ادعا می کند که ویتگنشتاین سعی در انحلال یک فریبکاری فلسفی داشت تا تولید آن. اظهارات ویتگنشتاین در مورد قوانین زیر بیانات مربوط به رابطه بین معنای و استفاده است. در این دیدگاه، او بحث نمی کرد که هیچ چیز شکاف میان حکومت و برنامه را از بین می برد: او ادعا می کرد که درک درستی از قانون “افزودن 2″، دانستن چگونگی استفاده از نمونه هایی است که معلم داده است. شما می توانید “اضافه کردن 2” را درک کنید و هنوز قادر به شمارش تا 1000 یا می دانید که UMX). 1002 “استفاده از قانون (به این دلیل است که معلم به شما گفته است) بدون درک حکومت. اما شناختن قاعده و دانستن برنامه های آن نیازی به اتصال آنها ندارند: شما نمی توانید بدانید که چگونه 1002 را حساب کنید و قاعده «add 2 را بدون دانستن آن» 1000 بدانید. 1002 یک کاربرد صحیح از قانون است. بنابراین یادگیری یک قاعده، چیزی نیست که به شکاف بینجامد. نه تنها اتفاق می افتد که همان کار را با سایر افراد انجام دهد، بلکه راهی برای استفاده از نمونه هایی که معلم می دهد، درک می کند.ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

درک این بحث برای شناخت مسائل قانون و زبان اساسی است، زیرا سوال فلسفی در مورد آنچه که یک قانون را با برنامه های آن متصل می کند، به سوال از اینکه چه کلمه ای با برنامه های آن متصل می شود (همانطور که کریپک و غیرت و شک و تردید ویتگنشتاین ها) . ما قاعده فراخواندن توله سگ های سگ کوچولو را داریم. این فقط یک عادت نیست – ما به بچه ها می گوییم که این درست است که آنها را صدا بزنیم. اگر کودک یک بچه گربه را “توله سگ” می نامد، این فقط عجیب نیست، اشتباه است. بحث در مورد اظهارات ویتگنشتاین در مورد قوانین بحث در مورد آن چیزی است که اشتباه است به نام یک بچه گربه “توله سگ”، همانطور که یک بحث در مورد آنچه باعث می شود 1000.1004 اشتباه است زمانی که شما با دو برابر شمارش.[8]

اگر دیدگاه غیرواقعی صحیح باشد. ویتگنشتاین تصور اشتباهی را تصحیح کرد که چیزی غیر از قانون، چیزی را که به عنوان یک برنامه در نظر گرفته است، تعیین می کند، اما او تصور نمی کرد که اگر هیچ چیز غیر از قانون، برنامه های آن را تعیین نمی کند، برنامه های آن نامعلوم هستند. او تصور غلطی را که فیلسوفان شبیه چیزی می کند، پاک می کند. هر چیزی که میان کلمه توله سگ و سگ های کودک وجود دارد، میانجی است. این پیامدها را برای برخی از دیدگاه های ما بررسی کرده است.[9]

1.  ارتداد تفسیری، برای همه اجماع، اشتباه است: همانطور که ویتگن استین آن را قرار داده است.

 • یک راه برای درک یک قاعده وجود دارد که تفسیری نیست که بیانگر مانعی است که هیچکس آن را پاک نکرد تا به استفاده از اظهارات ویتگنشتاین برای حمایت از شک و تردید در مورد قوانین. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

2. ادعاهای صلح آمیز که هیچ چیز تضمین نمی کند که تصمیم به پیروی از یک قاعده منجر شده است. آنها ادعا می کنند که هیچ پل وجود ندارد که در واقع شکاف وجود دارد.

3. من او تهدید بحرانی تبخیر می شود. در برخی موارد، اقدامات خاص می تواند و باید مورد نقض قرار گیرد زیرا نتواند به دنبال یک قاعده بپردازد (در صورتی که قانون باید دنبال شود) یا. به طور مساوی برای پیروی از یک قانون (اگر قانون نباید دنبال شود).ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

به نظر می رسد که اگر دیدگاه غیرواقعی باشد، نه فقط ادعاهای عملی غیر قابل تشخیص عملی رادیکال، بلکه همه ادعاهای بی نظیر نظری را شکست می دهد. اما اگر دیدگاه شکاکانه درست باشد. استدلال ویتگنشتاین یک تئوری بی نظمی نظری است: او نشان داده است که اگر وجود برخی ارتباط غیرمنتظره وجود داشته باشد ممکن است قوانینی وجود داشته باشد. هیچ کدام وجود ندارد، اما ما مجاز به صحبت کردن به عنوان اگر قواعد وجود دارد زمانی که چیزی شبیه یک اتصال وجود دارد – اجماع جامعه است. قوانین پیروی اساسا اجتماعی است.

مشاهده جذابیت دیدگاه اجتماعی برای افراد علاقه مند به قانون و زبان آسان است. زبان ها شیوه های اجتماعی هستند و قانون یک عمل اجتماعی است و بنابراین قوانین آنها باید شیوه های اجتماعی باشد. یک حکومت قانونی نیست، اگر در عمل جامعه ای نقش نداشته باشد. تنها اشتباه این است که از این گزاره ها به یک دیدگاه در مورد ارتباط بین حکم و برنامه استفاده کنید. به این معنا که. وسوسه انگیز است که از سوالاتی نظیر اینکه آیا یک قانون وجود دارد یا خیر، چه چیزی است. چه کسی ساخته است کسی که دنبالش میگردد و به همین ترتیب (که سوالاتی از واقعیت اجتماعی) به سوال از آنچه که یک قانون با برنامه های خود متصل می شود (که یک سوال فلسفی است) و نتیجه گیری می کند که سوال فلسفی، یک سوال از واقعیت اجتماعی است. توجه داشته باشید که بحث ویتگنشتاین در مورد این نیست که آیا قاعده ای که دانش آموز باید اعمال کند، «افزودن 2» است. نه این است که آیا 1002 پس از 1000 زمانی که این قانون اعمال می شود. بحث ویتگنشتاین آن را به عهده دارد که پاسخ به هر دو این سؤال «بله» است. سوال ساده تر است: چه چیزی متصل به ‘1000.1002’ با قانون ‘add 2’ است؟ تکنیک ویتگنشتاین در چنین وضعیتی، حل مسئله سردرگمی است که یک فیلسوف را به سوالاتش دعوت می کند. »دیدگاه شکاکانه فرض می کند که سوال فلسفی باید به یک سوال یا واقعیت اجتماعی تبدیل شود: نگرش غیر شکی که این سوال بر اساس سردرگمی می باشد.[10] ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

مارگارت جین رادین، پرش از fisher ت اجتماعی قانون و زبان را به دیدگاه اجتماعی پس از حکومت می کشد. او ویتگنشتاین را به عنوان یک شکاک و قاعده مند به نظر می رساند که فکر می کند که قاعده پیرو یک پدیده اجتماعی اساسا است. »او به این معنی نیست که قوانین اجتماعی (مانند قواعد قانون و زبان) شیوه های اجتماعی هستند، چنین چیزی را به عنوان یک قاعده مگر اینکه مردم در پیروی از آن توافق دارند: «تنها درک درستی از قانون می تواند رخ دهد که در آن، اقدامات انسانی در پاسخ به دستورات و در نظر گرفتن دیگران پاسخ داده می شود. این به نظر می رسد که هیچ اقدام نمی تواند به دنبال یک حکومت باشد مگر اینکه یک جامعه وجود داشته باشد [11]که می گوید که این کار را می کند. این دیدگاه شکاکانه از طبیعت اجتماعی قوانین نمی تواند درست باشد: اگر شما تنها با گربه زندگی می کنید. و آن را به عنوان قاعده ای برای دادن صبحانه خود قبل از اینکه شما را به شما، شما در حال پیروی از یک حکومت، حتی اگر هیچ کس دیگری تا به حال پیدا کردن. هیچ توافقی در جامعه وجود ندارد حتی اگر شما و تماس یک اجتماع را تشکیل دهید، نیازی به موافقت او برای پیروی از این قانون نیستید. چه می شود اگر بگوییم شما جامعه ای را تشکیل می دهید. یا اینکه یک جامعه فرضی از افرادی مانند شما وجود دارد که با چالش مواجه میشوند در مورد کاربرد حکومت چه میگویند؟ سپس ما مفهوم یک جامعه را از بین می بریم و اعتراف می کنیم که یک عمل می تواند یک قاعده را دنبال کند یا بدون هیچ توافقی انجام شود.[12]

در تمرین شما برای اولین بار صبحانه گربه شما درست است که همه نوع تظاهرات از آنچه که از جامعه خود آموخته اید – مفهوم مناسب، مفهوم منافع تماس، مفهوم صبحانه … ما یاد بگیرید که چه قوانین و چگونگی پیروی از آنها را بخشی از یک جامعه واقعی بدانید. اما این بدان معنا نیست که به دنبال یک قاعده انجام آنچه جامعه می گوید انجام می دهد. شاید برخی از کسانی که دیدگاه اجتماعی قوانین را بر عهده دارند، فقط به این معنی است که ما تمرین عمومی قوانین را از یک جامعه آموخته ایم – که مفهوم را از جامعه به دست می آوریم. یا ممکن است که قوی تر استدلال شود که این روش به روش o / i / y امکان یادگیری نحوه پیروی از قوانین را دارد. به منظور کاهش دیدگاه اجتماعی به هر دو ادعا، آن را به طور قابل توجهی از نظر ویتگنشتینایی شکاکانه تغییر دهید. اگر دیدگاه اجتماعی قوانین به سادگی نشان می دهد که شما آموخته اید که قوانین را از جامعه خود دنبال کنید، یا حتی اگر این ادعا می کند که این تنها راهی است که می توانید از قوانین پیروی کنید، دیدگاه اجتماعی به چیزی کاملا متفاوت از دیدگاه می رسد در مورد قوانین چه هستند این امر با دیدگاه غیرواقعی مطابقت می کند که مسئله اینکه چه چیزی یک قانون را با برنامه های خود متصل می کند، پاسخگو نیست، اما غلط است.ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

به نظر می رسد، خود رادین، لازم نیست که دیدگاه شکاکانه در قواعد را اتخاذ کند. موضع او در ویتگنشتاین را می توان بسیار ضعیف تر از دیدگاه شکاکانه دانست، زیرا او تنها از بحث استفاده می کند تا “فرمالیسم سنتی” را در مورد قوانین رد کند. فرمالیستی که رادین مخالف ادعا می کند که قوانین می تواند بطور کتبی در حداقل موارد مورد استفاده قرار گیرد. هیچ کس به نظر نمی رسد این دیدگاه را حفظ کند که پوچ باشد. اگر از شما سیب می خواهم، و شما یک سیب را از کاسه میوه انتخاب می کنید، شما یک قانون را دنبال می کنید. ‘ اما شما نیازی به کسر ندارید تخفیف نیاز به پیش نیاز دارد، و در اینجا شما فقط یک سیب دارید. این یک سیب است “خود می تواند یک پیش فرض در یک کسر، اما کجایی نیست. آیا یک فرمالیست سنتی می گوید که این لزوما نتیجه گیری کسر است، در حالی که پیش فرض ها عبارتند از: «هر جسم که چنین و ویژگی هایی یک سیب است» و «این شی دارای چنین و ویژگی هایی است 7» نه چون یک رد پوچ نتیجه میگیرد: قضاوتهایی که این یک شیء است و اینکه دارای خاصیت خاص است، نتیجهی دیگر کسرهایی است که بر پایهی نتیجههای دیگر کسر قرار گرفتهاند … همانطور که Hart  نوشت. ‘منطق در مورد چگونگی طبقه بندی جزئیات خاموش است. اگر رسمی بودن این دیدگاه است که طبقه بندی جزئیات فرایند کسر است. رادین به شکاکیت قانون برای حمله به آن نیاز ندارد.[13] ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

به نظر می رسد که دید اجتماعی از نظم قضایی، یک قضیه نامتقارن رادیکال نیست، بلکه یک قضیه نامتقارن نظری است. 7 “در دیدگاه اجتماعی، جامعه می تواند یک توافق آرام داشته باشد. مانند estanly  fisher ، مترجم شکاکانه ویتگنشتاین می تواند تصور کند که توافق جامعه به معنای بسیار محرک است که می توان آن را «پیروی از قانون» نامید. این واقعیت که دیدگاه اجتماعی نظری شك و تردید كننده ی نظم دادن می تواند به تعیین دقیق عملكرد منجر شود، به عنوان دیدگاه غير كلاسیك در رویکرد فردریش شایور در مورد بحث مهم است. من افزودنی است که چیزی لازم است تا شکاف میان قانون و کاربرد را برطرف کند، اما از آنجا که همه موافقند که با یک قاعده اقداماتی وجود دارد، باید چیزی در آن وجود داشته باشد. و مهم نیست که آن چیست. این رویکرد دارای یک حلقه معقول است: آن را در تفاوت بین عدم تعریف عملی و عدم تعریف نظری وجود دارد. و فرض می کند که دومی مهم نیست. اما این رویکرد به برخی از مشکلات ناخوشایند رسیده است.[14]

Schauer تاکید می کند، و به ویژگی های ویتگنشتاین، ادعا که هیچ پاسخ منحصر به فرد صحیح به این سوال وجود دارد. ‘چه تعداد بعدی در سری 1000 می آید؟ 1002، 1004.1006،؟ پاسخ می تواند 1008 یا 1019. یا هر چیزی که Schauer می گوید که نکته این است که «چیزی غیر از عناصر پیشین در سری، 1008 صحیح و 1019 نادرست است»، و «بحث درباره نظارت بر این است که این« چیز دیگری »چیست. بنابراین. مانند شکاکان، او فکر می کند که اگر قوانین وجود داشته باشد، باید یک قانون را به برنامه های خود متصل کرد.ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

اما Schauer یک شک و تردید نیست. او می گوید که اگر این سریال با دستورالعمل رسمی همراه باشد، “همیشه 2” اضافه کنید. سپس 1008 به جواب می رسد و 1019 به سادگی اشتباه است. اعتراف می کند که این گامبیت به نظر می رسد نقطه ضعف ویتگنشتاین است و ما ممکن است بپرسیم چرا «همیشه نمی تواند معنی داشته باشد، اما اگر n> 1004، اضافه کردن 13. پاسخ او این است که هر دلیلی باعث خواهد شد: «دلیل آن نمیتواند، البته، موضوع بحث در مورد آن چیزی است که مبنایی برای دنبال کردن یا شکستن قاعده زبان است، که در آن مشخصه بسیار آن سوال اصلی این است که آن را دایره ای و سوال می کند برای پاسخ به سوال از نظر وجود قوانین زبان. در پاسخ این است که در واقع یک tautology مرموز است: موضوع بحث در مورد X X است. بنابراین Schauer تنها می گوید که دلیل اینکه یک برنامه خاص در یک قاعده مطابقت دارد، این است که “آنچه در آن است، ارجاع را برای پیگیری یا شکستن قانون’. من او یک tautology مهم است، زیرا برای روش Schauer مهم است که او نیاز به مشخص کردن یک دلیل نیست. دلیل آن میتواند «اعمال یا توافق اجتماعی باشد (بدون تایید) به یک پاسخ احتمالی» (1). اما باید وجود داشته باشد که «همواره» همیشه معنایی داشته باشد، و پس از آن، قوانین زبان میتوانند پایه و اساس قوانین قانونی باشد ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

شواهد Schauer سه مشكل مرتبط با هم وجود دارد:

1. ‘همیشه اضافه کردن 2’ دقیقا همانطور که به یک شک و تردید آسیب پذیر است به عنوان ‘شماره بعدی در سری 0. 2. 4. 6 1000، 1002. 1004. 1006. …’. نقطه بحث ویتگنشتاین این است که ما نمیتوانیم معنای “همیشه اضافه کردن 2” را به دلخواه توضیح دهیم تا با دادن مثالها و گفتن “و غیره”. بنابراین “همیشه اضافه کردن 2” نمیتواند “حکومت کردن” قانون را اگر “بعدی” شماره در سری 0.2.4 .6 با 1000. 1002، 1004، 1006، … نه. این واقعیت است که Schauer  با اشاره به زمانی که او اعتراف کرد که استدلال او به نظر می رسد دست به ویتگنشتاین نقطه است. پاسخ او فقط به این معنی است که مهم نیست.[15]

2. Schauer می بیند که “دستورالعمل رسمی فرموله شده” (یا جهت زبان شناختی فرموله شده) یا “دستورالعمل خاص در زبان” همیشه 2 را به عنوان تضعیف قاعده ای که توسط “چیزی غیر از اعداد پیشین” بیان می شود، اضافه می کند. شماره بعدی در سری 0، 2. 4، 6 با 1000، 1002، 1004، 1006، … ‘به صورت شفاهی فرموله شده است، به صورت زبانی تدوین شده است، یک دستورالعمل است، یک جهت و خاص است.ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

یک تضاد ظاهر می شود: “هیچ پاسخ منحصر به فردی وجود ندارد” به “چه چیزی در ریشه سری بعدی می آید”). 1002، 1004. 1006، …؟ ‘. بنابراین چیزی غیر از اعداد قبلی در سری 1008 صحیح و 1019 نادرست است. ” اگر چیزی 1008 صحت داشته باشد، این مورد نیست که پاسخ منحصر به فرد درست باشد. از ((منحصر به فرد) درست است و این به نظر می رسد جایگزین Schauer را انتخاب کنید. در پاورقی او می گوید که در 1000. 1002. 1004.           ؟ ‘یک قانون وجود دارد – … اضافه کردن 2’ ‘. هر چند که این قانون به طور منحصر به فرد از دوره مجموعه ظاهر نمی شود، انتخاب درست این است که 1008 خود  است.[16] ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

ظاهرا، برنامه های کاربردی یا یک قاعده ممکن است در غیاب یک فرمول تثبیت کننده درست باشد. مفهوم بسیار از فرمولاسیون، ما ممکن است بگوییم چنین قاعده ای است. * Schauer می گوید: “اختلاف بین حکومت و توجیه. من یک واگرایی برای درک ایده یک قاعده ضروری است

تنها ممکن است در صورتی که تعاریف فرموله شده بتواند معنای متفاوتی از نتیجه داشته باشد که یک کاربرد مستقیم از توجیه پشت یک قاعده در یک مناسبت خاص ایجاد می شود. [17]این به نظر می رسد درست است، اما این امر می تواند موضوع دیگری باشد که نشان دهد تنها یک فرمول حکم می تواند نتیجه متفاوت از کاربرد مستقیم توجیه اساسی آن باشد. و شاوئر این کار را انجام نمی دهد: با توصیف بحث بحث ویتگنشتاین در ارتباط با فرمولاسیون، وی نتیجه گیری می کند که قوانین غیر رسمی بدون توضیح باقی مانده است. در دیدگاه Schaucr، پیام بحث ویتگنشتاین این است که “توانایی توضیح محدودیتهای یک قانون غیرمحتمل یا غیر غیرمحتمل، یک کار دشوار است و یک کار کاملا متفاوت از کار توضیح محدودیت بالقوه یک حکم فرموله شده است.” 4 Schauer خود ادامه می دهد تا نشان دهد که در مورد توضیح محدودیت توسط قوانین پیشنهادی به هیچ وجه مشکلی در توضیح محدودیت وجود ندارد. “” او می گوید، به عنوان مثال، یک قاعده عادت غیر رسمی که در شیوه های هنجاری یک جامعه منعکس می شود “می تواند به همین شیوه برای آن جامعه وجود داشته باشد همانطور که قواعدی دارد که در واقع دارای یک کتیبه کلامی است. “* و او تئوری پیشینی را توسعه می دهد که محدودیت قواعد غیرقابل پیشبینی را شناسایی می کند.” پس از تکرار ادعا که ویتگنشتاین نشان داد که محدودیت با قوانین غیرقابل پذیرش مرموز است، ” “-” شوآر نشان می دهد که حتی اگر تعاریف تعمیم (یعنی فرمول های حاکم بر نظریه) دادگاه پیشینی، بر قانون اثر نداشته باشد، پیش از ممکن است محدود شود: بعضی تعاریف “بیشتر از سایرین” هستند. “1 یک سابقه می تواند به عنوان نمونه ای از انواع مختلف نامحدود قوانین مختلف مشخص شود، اما تصمیم گیرندگان بعدی ممکن است دلایل قانع کننده ای برای آن را به مثالی از یک حکم به جای دیگری. Schauer از مثال Donoghue v. Stevenson استفاده می کند که مسئولیت تولید یک آبجو زنجبیل آلوده را به عهده دارد. برای یک دادگاه بعدی، این تصمیم را به عنوان نمونه ای از یک قاعده که مسئولیت فقط به تولید کنندگان آبجو زنجبیل را تحمیل می کند، غلط است، و این اشتباه است که آن را به عنوان نمونه ای از قاعده ای که مسئولیت را بر هر کسی که باعث آسیب می شود، به دیگری. شاوئر نتیجه میگیرد که «هیچ چیز در مورد محدودیت پیش شرط منحصر به فرد آن را از محدودیت های مبتنی بر قاعده جدا نمی کند». این امر به این ادعا می گوید[18] که محدودیت قوانین فرموله شده ای دشوار است که توضیح داده شود و مقررات محدودی را در مورد قوانین مختلف ایجاد کند. در حقیقت، به نظر می رسد که هیچ مبنایی برای بیان این مطلب وجود ندارد که قواعد عرفی لزوما بیشتر مشخص از قوانین با یک فرمول قومی است: با تمام مشخصه های آن، قاعده ای که متهم در زمانی که واقعیت ها با آنهایی که در Donogluic v. استیونسون به عنوان مقررات بسیاری در قانون اساسی کتبی یا حتی در قوانین مربوط به تعهدات قراردادی تعریف شده است. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

6. نتیجه گیری

هیچ تئوری های نامتقارن رادیکال وجود ندارد. همچنین این  ادعاهای نامطلوب رادیکال به طور ضمنی با خود متضاد می باشند: افرادی که به طور مرتب با آنها مخالفت می کنند و آنها را به ادعاهای نامطلوب نظری تبدیل می کند. ادعاهای بی قید و شرطی تئوریک با نوعی تعریف عملی کاملا سازگار است که، به عنوان مثال، estanly  fisher  ادعا می کند. و برعکس تمایز Hart  بین هسته و عنصر مرئی با عدم تعریفی گسترده زبانشناختی و عدم تعریف قانونی سازگار است.ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

می توانیم نتیجه گیری کلی از ادعای عدم قطعیت را به دست بیاوریم؟ تمام موارد به ما ثابت کرده است که هر کس بیشتر یا کمتر موافق نیست، گاهی اوقات به رغم خود، با مخالفت همراه است و موارد روشن و موارد نامشخص استفاده از عبارات زبانی وجود دارد. تفاوت های نظری بسیار عالی در مورد ماهیت وضوح حل نشده است و معلوم نیست چقدر روشن است.

ما هنوز هم می توانیم درس های مهمی را یاد بگیریم. اولا، قضات و نظریه پردازان باید در ادعاهای تعیین کننده اندکی داشته باشند. به طور خاص قضات نباید در ادعای خود مبنی بر اینکه معنای ساده کلمات باعث تصمیم گیری می شود. به همین ترتیب، اگر آنها بخواهند چیزی را انجام دهند، به عنوان مثال، یک قانون می گوید که باید انجام شود، آنها نباید در ادعاهای نامطلوب پناه ببرند، یا ادعا می کنند که آنها به تفسیر کلمات قانون می پردازند.

نظریه پردازان باید قبول کنند که کاربرد اصطلاحات زبانی در زمینه، گاهی مشخص است: این کتاب ادعا می کند که استفاده از عبارات مبهم گاهی نا مشخص است، ادعایی که در صورتی که معنی زبان به وضوح نامطلوب باشد، معنی ندارد. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

نظرسنجی از ادعاهای نامتقارن بیانگر این نکته است که می تواند در اینجا به آن پرداخته شود و باید در مورد عدم ابهام در قانون مورد توجه قرار گیرد. ممکن است بدانید که فرمول زبانی قانون قاعدهی حقایق مربوط به برخی موارد است، اما این دانش خردمندانه به قاضی نمیگوید چه کاری باید انجام دهد. دانستن اینکه آیا پرونده مطابقت با تدوین یک قاعده را حتی به قاضی نمی گوید که قانون چه نیازی به آن دارد: قاضی نیز باید بداند که آیا قانون نیازمند استفاده از این قاعده است یا خیر. و دانستن این موضوع، به نوبه خود، به قاضی نمی گوید که آیا کلمه فقط ‘به نتیجه اعمال می شود. تعریف زبانشناختی نباید قضات را گمراه کند تا فکر کنند که حتی ممکن است تصمیم درستی در هر مورد ایجاد شود. اگر چه “فقط” و “ناعادلانه” نیز هست. برخی موارد روشن وجود دارد.ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار


[1] همان 23

[2] همان 55

[3] همان 56

[4] مفاهیم این نکته در او مورد بحث قرار می گیرد. 3.10 و 6.5 زیر.

[5] و این هیچ تردیدی در مورد معنای فردی در مورد معنای فردا ایجاد نمی کند و یک مشخصه نامتقارن در یک استفاده خاص بوجود می آید. اگر تو به من بگویی. او گفت که او آن را فردا انجام خواهد داد *. ممکن است روشن نباشد که آیا -tomorrow * معنی روز بعد از او صحبت کرد، یا روز تغییر کند. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

[6] کارلسون. رابطه فلسفی لیبرال با قانون رولنال. 11 بالا 282

[7] به عنوان مثال، Carlson، در texi بالاتر از ai n. 42. “/” / 47.

[8] بازنگری در قانون اساسی. n بالا 79S (/./. 290).

[9] همانجا 799 (LL 291).

[10] اجرای قانون اساسی ، صفحه 23  نویسنده مارگارت جین

[11] همان صفحه 56

[12] در مورد اینکه آیا معنی یک کلمه یک قانون است برای استفاده از آن. ببینید (ص 6.3(.

[13] پخش h \ قوانین n 16 صفحه 61

[14] همانجا 71. همان. 181-7.

[15] توانایی شناسایی محدودیت قاعده در قاعده در یک سری بدون تعمیم لورمتولا عمیقا مشکل ساز است.

[16] همانجا 185

[17] همانجا 186 1،4 (19321 A C 562.)

[18] پخش آنفلوآنزای پرندگان – قوانین، N 16 بالا 187

error: شما فقط اجازه مطالعه دارید
قیمت می خواهید؟ ما ارزانترین قیمت را ارائه می کنیم. کافیست فایل خود را یا از طریق منوی خدمات ترجمه => ثبت سفارش ترجمه ارسال کنید یا برای ما به آدرس research.moghimi@gmail.com ایمیل کنید یا در تلگرام و واتس آپ و حتی ایمو با شماره تلفن 09367938018 ارتباط بگیرید و ارزانترین قیمت ترجمه را از ما بخواهید
+