توضیحاتی در مورد اداره شرکت غیر انطباقی: تحلیل بلاغی

به جهت نمایش کامل متن به همراه جداول و تصاویر میتوانید از اینجا اقدام کنید.

چکیده

یک عنصر اصلی بسیاری از کدهای حاکمیت شرکتی، سیستم ” انطباق با توضيح ” است، که به موجب آن شرکت هایی که با کدهای حاکمیت شرکتی مطابقت ندارند نیاز است تا توضیحاتی را برای هر آیتم غیر انطباق ارائه دهند. . این مقاله گونه شناسی را برای توضیح استراتژی های بلاغی که شرکت ها برای متقاعد کردن مخاطبان خود در مورد نیاز به توضیح به جای انطباق استفاده می کنند، بسط داده شده است. با استفاده از رویکرد تحلیل محتوای معنایی، این گونه شناسی برای تحلیل توضیحات در مورد عدم مطابقت با قانون های حاکمیت شرکتی بریتانیا اعمال می شود. این نمونه شامل توضیحات غير انطباقی از ۱۰۰ شرکت FTSE در طول دو دوره از (تاریخ 05/2004  و(12/2011   است . این دوره ها در پی تغییرات اساسی در کد سال 2003 بریتانیا و کد ۲۰۱۰ انتخاب شدند. ۶۳ (43) ( 2004/05 با 2011/12  داخل براکت گذاشته شده است) کمپانی وجود داند که با یک و یا چند اصل از قوانین گذشته تطابق ندارند و 146 (71) توضیح برای این عدم تطابق وجود دارد. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

استراتژی های بلاغی کلیدی که در توضیحات غیر انطباق شناسایی می شوند عبارتند از : ” به حداقل رساندن احساسات منفى ” ( آسیب چندان جدی نیست ) ، استفاده از کلمات دو پهلو ” که نا تطابقی را کم رنگ می کند و ” تعالی” هستند. تحقیقات نشان میدهد که استفاده رو به افزایشی از استراتژی های بلاغی در توضیحات غير انطباق در سال 12/2011 در مقایسه با 05/2004 دیده می شود و استراتژی ها به نظر می رسند که به سمت تفسیر گمراه کننده به جای منطقهای متقاعد کننده معنادار گرایش پیدا می کنند . استفاده از چنین استراتژی هایی ممکن است منجر به عدم اطمینان در بازار شود یا به خود سیستم ” انطباق یا توضيح ” آسیب بزند . توضیحات معتبر برای کار سیستم “تطابق یا توضیح ” حیاتی هستند . درک استفاده از بلاغت می تواند در ارزیابی این توضیحات مفید باشد.

ا.مقدمه

سیستم ” انطباق یا توضيح ” براساس انعطاف پذیری رویکرد ” یک اندازه برای هر سایزی تطابق دارد ” است . تحت سیستم ” تطابق “، شرکت هایی که از مقررات حاکمیت شرکتی پیروی نمی کنند نیاز است تا توضیحاتی را ارایه دهند . سیستم” انطباق با توضیح” انعطاف پذیری ( رابرتس ، ۲۰۱۲, فصل 9) و یا به گفته ولدمن و ویلموت (2016) “بازاندیشی” ، بهبود خود سازماندهی از عملکرد تنظیمی را برای شرکت ها معرفی می کند. همانطور که هکسی و ون ایس (۲۰۱۰) مشاهده کردند، توضیح دهی چیزی بیشتر از افشای غير مطابقتی است که نشان میدهد که کدهای نیازمند افشا به همراه توضیح است. توضیحات امر کلیدی در سیستم های ” تطابق و توضیح هستند و بنابراین ارزش بررسی دقیق را دارند. هر چند، سیستم به تنهایی به خوبی توضیحات برای شرکت ها ارائه داده می شود.

مطالعه توضیحات عدم انطباق در قضاوت در مورد اثربخشی سیستم ” انطباق یا توضيح ” ، با توجه به ادامه بحث در مورد اینکه آیا ماهیت داوطلبانه سیستم واقعا کار می کند و آیا انتقاد از کیفیت توضیحات ” سرسری “، ” ناقص “و یا حتی “ناموجود” است، اهمیت دارد (سرگاکیس، 2013، 397). مركل دیویس و برتان (۲۰۱۷) اظهار داشتند که سکوت می تواند یک تاکتیک خاص در رابطه با افشای قانون نرم باشد که در آن هیچ نظارتی توسط تنظیم کننده های وجود ندارد . برای مثال، ارایه توضیحی در مورد عدم انطباق براساس مفاد ” انطباق یا توضیح ” کدهای حاکمیت شرکتی ( بلاغت سکوت ) ممکن است بتوانند همان تاثیر انطباق را ایجاد کنند . دیدگاه انتقادی مناسب است ، چون توضیحات عدم انطباق بخشی از آنچه گندرون (2016، 10) “صورت فلکی امید و انتظارات ” نام داد در اطراف حاکمیت شرکتی وجود دارد و ممکن است شامل اساس انتشار افسانه ها باشد. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

در نظر گرفتن معنای ” توضيح ” مفید است . تو ضیحات در هر زمانی رخ می دهد که توجه تنها از ارائه اطلاعات به سمت معنا، روابط، علل ، عوامل و دلایل سوق داه شود (آرتس و توئنتیس، 2001، 91-92). به احتمال زیاد این توضیحات کارآمد نیستند اگر و تنها اگر آن ها نتوانند با یکدیگر جمع شوند (کیل، 2006، 239). جدول ۱ به طور خلاصه به توسعه تاریخی سیستم ” انطباق یا توضیح ” را در بریتانیا به منظور کسب بینش هایی در مورد انتظارات تنظیمی زیربنایی مفهوم می پردازد . به گفته کد بری (1992، پارگراف، 3.8) “دلايل ” عدم انطباق از بین رفته اند.  به گفته گرین بری (1995، 13) شرکت ها به ” توضیح و توجیه ” عدم انطباقات نیاز دارند . به گزارش همپل (1998، پارگراف، 1 . 11) نیاز به توضیح منعکس کننده ” هر گونه شرایط خاص ” است. کد ترکیبی (۱۹۹۸، 1) و قانون حاکمیت شرکتی بریتانیا FRC) ، ۲۰۱۰، ص. ۴( مشخص می کند که توضیح باید ” محتاط و شفاف ” باشد و ” نشان دهد که چگونه شیوه های واقعی شرکت با اصل مطابقت دارند . در پایان ، FCR (2012 ب) توضیحات را به عنوان ابزارهای بدیعی می داند که به معرفی مفهوم توضیحات ” متقاعد کننده ” می پردازد. فرض ضمنی در سیستم ” تطابقی ” این است که ” شکست حکومت می تواند با شفافیت بیشتر حل شود ” ( رابرتس ، ۲۰۰۹، ص. ۹۶۲ ) . سوال رابرتز در مورد شفافیت به عنوان یک ابزار نظارتی

قابل محسبه ای در تضاد با گزارش FRC (2012،6) از دیدگاه خود تشویقی سیستم ” انطباق با توضیح ” است که ” بسیار مورد تحسین و تقلید بین المللی ” قرار گرفته است. چالش ، همانطور که ترمبلی و جندرون (2011، 260) به آن اشاره دارند، این است که ” نسخهها محدودیت هایی دارند چون لزوما توسط انسان های پیچیده و اغلب غیرقابل پیش بینی تفسیر می شوند. ترمبلی (2012) مقررات حاکمیت شرکتی را نمادین توصیف می کند، که تنها به صورت تشریفاتی تصویب شده اند و با این حال ، تقویت کننده دیدگاه مردم از نظم اجتماعی بگونه ای است که آنها خود ” توهمات کنترل ” را ایجاد می کنند ( ص . ۳۹۵ ). نشان دادن فاصله “نمایش ” گزارش شرکت ، به گفته بورال (2013، 1038) منعکس کننده رابطه گمراه کننده ای بین اطلاعات شرکتی عمومی و در دسترس مردم و به نمایش در اوردن تصاویر گمراه کننده و ارائه آن ها است،  simulacra برای استتار مشکلات و طرح دیگاهی ایده آل از شرکت استفاده میشود. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

نقایص در کیفیت توضیحات از سوی دانشگاهیان (آرکوت ، برونو ، فارن-گریماد ، ۲۰۱۰؛ رز، ۲۰۱۶) و تنظیم کنندگان ( کمیسیون اروپا ، ۲۰۱۱) به همراه شورای گزارش مالی FRC (2013,2) شناسایی شده اند. این بیان می کند که ” کیفیت متغیر توضیحات ” ( کد حاکمیت شرکتی بریتانیا ) نقطه ضعف آن ها است . مدیر عامل ثبات مالی بانک انگلستان ، هالدین (۲۰۱۲، ص. ۷)، مشاهده می کند که با مقررات پیچیده و مدیران ممکن است به جای اعمال روح یا ماده آن قوانین ” به مدیریت قوانین ” بپردازند و یا از آن پیروی کنند سوال کی (2014) این است که آیا در ارایه توضیحات، هیات های مدیره از آنچه که می توانند از انجام آن سر باز بزنند انگیزه دارند. ولدمن و ويلمات (2016، 581) بر این باورند که این قانون ” توسط یک دستور زبان فرهنگی ” ایجاد شده است که … پاسخگویی رامحدود به فرمهای محدود افشای اطلاعات می کند. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

توضیحات عدم انطباق با ارجاع به پذیرش (پاس، ۲۰۰۶) ، اختصاصی (آرکوت و همکاران، 2010ء هوقياسترا، 2012) و بحث های پویا ( هو قياسترا و ون ایز، 2011) تاکتیک های قانونی (سیدل، سندرسون، و روبرتز، 2013) و میژگی های کیفی ( شریوز و بنن، 2015) تحلیل شده اند. این مقاله رویکرد متفاوتی را اتخاذ می کند – به جای آن به استراتژی های بلاغی که توسط شرکت ها در متقاعد کردن مخاطبان توجه شده است . توضیحات در توجیه عدم مطاوعت باید قانع کننده باشد / متقاعد کننده باشند. FCR (2012ب، 6) ” یک منطق قانع کننده ” را به عنوان یکی از سه عنصر توضيح معنادار شناسایی می کند . در مورد عدم مطابقت، شرکت ها ممکن است بیشتر از استراتژی های بلاغی استفاده کنند که می تواند سهامداران را برای همسو شدن با توضیحات متقاعد کند. ما در این مقاله میزانی را که استراتژی های بلاغی غیر انطباقی در راستای منطقهای منطقی و قانع کننده هستند ارزیابی می کنیم یا اینکه آیا آنهابه خوبی نشان دهنده توضیحات سطحی و گمراه کننده هستند یا نه. ما میدانیم که هر یک از افشای عدم مطابقت می تواند شامل استراتژی های بدیعی باشد ؛ نکته مهم این است که آیا آنها به اندازه کافی معنادار هستند یا خیر. متقاعد کننده و توضیحات متقاعد کننده برای مشروعیت و اثربخشی سیستم ” انطباق یا توضيح ” حیاتی هستند( سندرسون، سیدل و روبرتز (2013، 6) این گونه استدلال می کنند که ” مشروعیت به وضح تا حدی در ساختمان گفتمانی متن ساخته می شود “. ما سه پرسش تحقیق را بررسی می کنیم (RQ ) و توضیحات عدم انطباق را در گزارش های سالانه ۱۰۰ شرکت در بریتانیا بررسی می کنیم تا میزانی را که استراتژی های بلغی مورد استفاده قرارمی گیرند ارزیابی کنیم (سوال اول). این مطالعه در سال های 2004 /۰۵ و ۱۲/ ۲۰۱۱ انجام شده است . این امر امکان مقایسه استراتژیهای لفظی در طول دو دوره زمانی از نسخه پسا انرون 2003 از کد ها را تا بحران مالی جهانی ۲۰۱۰ ارایه می دهد ( سوال دوم تحقیق). همچنین میزان استفاده از استراتژیهای بلاغی را ارزیابی می کنیم ( سوال سوم تحقیق) ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار .

این اولین مطالعه استفاده از بلاغت برای توضیحات حاکمیت شرکتی است. این مقاله در ادبیات قبلی چهار نقش مهم را دارا است :1 گونه شناسی از استراتژی های بدیعی در توضیحات شرکتی برای عدم مطابقت با قانون حاکمیت شرکتی بریتانیا را توسعه می دهد :2 از گونه شناسی را برای شناسایی استفاده از استراتژی های بلاغی مختلف در توضیحات بیش از دو دوره زمانی استفاده می کند. 3. استفاده از استراتژی های بلاغی را در توضیحات در دو دوره زمانی بررسی می کند. 4. توضیحات غير تطابقی را در برابر هفت ویژگی کیفیت یعنی مکان، جامعیت ، اصالت ، رفتار تقلیدی، طول، پیچیدگی ف خصوصیت و تصدیق تحلیل می کنند. این مقاله از تجزیه و تحلیل شریوز و برنان (۲۰۱۵) در مورد توضیحات عدم انطباق در برابر یک نشانه شناسی کیفی ، یک گام جلوتر می گذارد و تجزیه و تحلیل تجزیه و تحلیل جمله به جمله محتوای توضیحات را با تمرکز بر روی استفاده از نه استراتژی بلاغی استفاده شده از سوی کمپانی ها برای توجیح و یا متقاعد کردن این تاتطابق ها مورد استفاده قرار می دهد.

این مقاله به شرح زیر است : بخش ۲ تقش ترغیب را در گزارش شرکت شامل نظریه های مرتبط ، استراتژی های بلاغی و آن ها را با گونه شناسی در بخش 3 جمع می کند. بخش ۴ روش های تحقیق را توصیف می کند و با نتایج در بخش 5 دنبال می شود . در نهایت ، مقاله در بخش ۶ به پایان می رسد و پیشنهاداتی برای تحقیقات بیشتر ارایه می دهد. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

۲. چارچوب نظری

در این بخش ، ما مفهوم سازی های قبلی در مورد حاکمیت شرکتی را از دیدگاه لفظی بررسی می کنیم . بلاغت مربوط به “حالت های متقاعد کننده می شود (ارسطو، 350 قبل از میلاد مسیح، 2010، 5). ما تجزیه و تحلیل در مورد عدم رضایت حاکمیت شرکتی را به عنوان ” یک سخنرانی انتقادی ” زبان انطباق در نظر می گیریم که به عنوان ابزاری برای متقاعد کردن سهامداران و ذینفعان, با انگیزه ایجاد روابط قدرت موجود بین شرکت ها و مخاطبان خود چارچوب بندی می کنیم . دیدگاه مار دی مگیو و پاول ، 1983، اسکات، 2014) این است که توضیحات حاکمیت شرکتی اجتماعی ساخته شده اند و تمرکز ما بر روی ساخت و ارتباطات توضیحات است . نظریه سازمانی (دیمیگو و پاول، 1983، اسکات، 2014) نیز می تواند در تجزیه و تحلیل چگونگی انتقال این توضیحات به خوانندگان مفید باشد, مخاطبان برای این توضیحات بعید است که از انطباق سوال کنند , که قانونیدیده می شوند ( شومن، 1995) و بنابر این مدیریت با استفاده از بلاغت برای بیان نظر برای عدم انطباق به ظاهر برابر و یا بهتر از تطابق است. رویکرد دیگر عدم تطابق را به یک رویدادی فراتر از کنترل مدیریت نسبت می دهد. در نتیجه به این معنی است که یک فرد یا چیزی دیگر مقصر است. ما از نظریه تعمیر تصویر بونیت (1995، 2005) برای توسعه یک گونه شناسی مناسب استفاده می کنیم که از طریق آن به تجزیه و تحلیل و درک بهتر این توضیحات می پردازیم، بسط می دهیم. . اگر چه “تطابق و توضيح” اغلب به عنوان یکی از نقاط قوت کلیدی کد ذکر شده است ، اما در واقع این تطابقی است که اغلب براساس گزارش FRC و آن نظارت گزارش شده است . به دلیل آنچه که ما به آن اعتقاد داریم فشار سازمانی در حال افزایش برای انطباق رودرو در شرکتها در طول زمان ها است ، ما انتظار رخداد بیشتری از استراتژی های ابلاغی را داریم (سوال 2 تحقیق).

ما روابط قدرت را در نظر می گیریم . در زمینه توضیحات حاکمیت شرکتی ، روابط قدرت به این معنی است که سرمایه گذاران و سهامداران به مدیریت اطلاعات در فرآیندها و روال های حاکمیت شرکتی بستگی دارند . مخاطبان نمی دانند که آیا بلاغت منعکس کننده واقعیت سازمانی است یا نه. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

 ۲.۱ بلاغت و توضیحات حاکمیت شرکتی

بلاغت به عنوان هنر متقاعد سازی تعریف شده است (کندی، 1991؛ همان طور که در کستلو و لوزانو، 2011، 14). مطالعه استفاده از بلاغت توسط سازمان ها می تواند درک ما از روش هایی که در آن گزارش شرکتی برای تاثیر گذاری بر تفسير مخاطبان مورد استفاده قرار می گیرد ، به بینش ما می افزاید ( برنان ، مرکال دیویس ، ۲۰۱۴). استفاده از بلاغت در طول رکود در عملکرد شرکت بیشتر است ( کوپلند،2005؛ سادبی و گرین وود، 2005) زیرا که سازمانها وابسته به تایید عمومی و در نتیجه نیاز به حمایت عمومی ” مهندسی ” هستند. اگرچه عدم رضایت حاکمیت شرکتی به خودی خود کسری عملکرد نیست ، شرکتها ممکن است تحت فشار باشند تا انتخاب های حاکمیت شرکت خود را توجیه کنند . تجزیه و تحلیل موضوعی از دیدگاه یک شرکت می تواند بینش های جدیدی را در رفتار شرکت ایجاد کند. در سطح استفاده از زبان ، واژگان رایج ، اصطلاحات و استراتژی های بلاغی ممکن است رایج و در نتیجه مورد علاقه باشد. بررسی توضیحات حاکمیت شرکتی از چشم بلاغی بودن سخن ، با توجه به هدف آنها برای ارائه یک ” منطق قانع کننده بسیار مناسب است (,FRC2012ب، 6).

۲.۲ .بلاغت تطابقی و توضیحات حاکمیت شرکتی

تمرکز تجزیه و تحلیل در این مقاله بر استفاده از بلاغت به عنوان وسیله ای برای تاثیرگذاری بر نظرات حضار در مورد توضیحات حاکمیت شرکتی است سادابی و گرینوود (۲۰۰۵) استراتژی های بدیعی را به عنوان ” استفاده از زبان متقاعد کننده ” برای مشروع جلوه دادن، توصیف می کنند. در بخش ۳ ما استراتژی های بلاغی خاص انتخاب شده برای مطالعه توضیحات نظارتی شرکتی را تعیین می کنیم . به گفته تاماسیک (2011، 55، فصل 6) استدلال می کند که بلاغت حاکمیت شرکتی [ ” laissez – faire ” ] برای مشروعیت بخشیدن به رویکرد خود تنظیمی عمل می کند. بیر (2005، 156، فصل 6) “بلاغت انطباق ” و توسعه زبان انطباق بین شرکتها و جامعه گسترده تر را شناسایی می کند . او استدلال می کند که بلاغت تطابقی برای حفاظت از شرکت عمل می کند و این بلاغت می تواند بسیار قوی و بی اعتنا به واقعیت از غفلت عمل کند ( بیر، 2005، 156). بنابراین ، بلاغت تطابقی می تواند به عنوان وسیله ای برای حفظ وضعیت موجود استفاده شود . پارکر (۲۰۰۰، ۵۶۰) مشاهده می کند که یک خطر وجود دارد که بلاغت انطباق (وما غيرتطابقی را اضافه می کنیم) صرفا برای مدیریت ظاهر مورد استفاده قرار میدهیم ، و این رقابتی برای اعتماد به نفس افراد است که با تصمیماتی در مورد اینکه کجا و چگونه عمل می کنند ، است. استفاده از بلاغت در حاکمیت شرکتی برای ایجاد ” توهمات خلاقانه و اغوا کننده انطباق شر کت و حاکمیت ” است . در زمینه مدیریت ریسک ، اسپیرا و پیج (۲۰۰۳) مشاهده کردند که یک رویکرد علمی – علمی اساس بلاغت را که مدیریت ریسک را به حاکمیت خوب پیوند می دهد، شکل می دهد. آنها در مورد ” شكاف بلاغت” اظهار نظر می کنند ( ۶۵۷) که در آن استانداردهای حاکمیت شرکتی ممکن است به طور قابل توجهی با عمل در سازمان ها متفاوت باشد. در این شکاف بلاغت در متن ما ممکن است به نوبه خود به توضیحات کتبی از عمل بسط یابد. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

بلاغت ممکن است تنها فراتر از استفاده از زبان برای متقاعد کردن ، استفاده با مهارت و فرصت طلبانه زبان باشد. سفسطه – ” استدلال ساختگی اما نادرست ” ; به کارگیری استدلال هایی که عمدا فریبنده هستند ” ( فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد آنلاین ، فرهنگ لغت آکسفورد ، ۲۰۱۶) – می تواند نشان دهنده شکاف بلاغت تا واقعیت باشد. برنان و ترنبال (2002، 597) بحث مفیدی درباره سفسطه و روش های مدیریت به عنوان امری با فرهنگ و نمادین ارایه می دهند. برای جمع بندی ، آن ” پذیرفته شدن بحثمهم است و نه حقیقت “. بنابراین آنهایی که در سفسطه میشوند ، فرصت طلبانه هستند و با احساسات مخاطبین بازی می کنند و در مورد اصل موضوع بحث نمی کنند.. دید سفسطه گری یک دیدگاه مفید دیگری را که از طریق آن توضیحات غير انطباق قابل مشاهده هستند، ارایه می دهد . حساسیت به فکر کردن ممکن است باعث شود خوانندگان در مورد صحت توضیحات سوال کنند.

با ترسیم موضوعات در این بخش ، توضیحات غير انطباق اساسا ابزارهای بلاغی هستند تا سهامداران را متقاعد کنند که عدم انطباق مشروع و برای پشتیبانی از سیستم ” انطباق “است . برخی از بلاغت ها ممکن است فراتر از صرفا متقاعد کردن ، استفاده از ابزارهای گول زننده و ماهر برای توضیح ، یعنی ” سفسطه ” باشد. چالش تجربی ما توسعه گونه شناسی است که این نکات نظری را منعکس می کند. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

۳.توسعه گونه شناسی استراتژی های بلاغی در توضیحات عدم انطباق_

هدف از توضیح این است که ” یک منطق قانع کننده را ارئه دهد (FCR، 2012ب، 6)، به ان مشروعیت دهد، از تصورشرکت حمایت کند و نشان دهد که با وجود عدم انطباق ، شرکت دارای یک سیستم کامل و قدرتمند حکمرانی است . ما از مطالعات بنوئیت (۱۹۹۵) نتیجه می گیریم و معتقد هستیم که داشتن یک دید نظری مناسب برای مشاهده توضیحات غير انطباق, همانطور که به بنوئیت در بحث خود برای حوادث خراب کردن تصور استفاده می کند، ما نیز توضیحات شرکتی را تجزیه و تحلیل می کنیم. ما همچنین دیدگاه های بولین و ترنلی (2003) را که سهمی در تجزیه و تحلیل بهتر بازی می کنند، از جمله توجه به استراتژی های بلاغی در ترکیب در نظر می گیریم. بنابراین , ما توضیحات را برای عدم انطباق با توسعه گونه شناسی استراتژی های بلاغی و از میان استراتژی بازیابی تصویری بنوئیت (1995)، الگو های مدیریت بیان بولین و ترنلی (2003), استراتژی بازیابی بولینو و ترنلی (2003، استفاده از مطالعات قبلی در تعیین حاکمیت شرکتی مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهی. بونیتو 14 استراتژی بازیابی تصویر را به ۵ دسته طبقه بندی کرد که در جدول ۲ خلاصه شده است . ما فایل پنج تایی مدیریت بیان بولین و ترنلی را هم اضافه کردیم. یک نشانه شناسی در اصل یک طرح طبقه بندی است که در آن اقلام دارای ویژگی های مشابه با هم گروه بندی می شوند ( بیلی , ۱۹۹۴). آنها همانند بسیاری از ابزارهای تحقیقاتی و مزایا و معایبی دارند . پیچیدگی در افشا ها می تواند با برجسته سازی شباهت ها و تفاوت ها کاهش داده شود و این گونه شناسی مقایسات را تسهیل می کند. با این حال ، معایب شامل ساده سازی مسائل پیچیده است و مثل ساختارهای اجتماعی ( بیلی ، ۱۹۹۴)، آنها باید به دقت مورد استفاده قرار بگیرند (شريو برئان، 2015). ذاتا توضیحات به زبات بلاغی بیان می شوند. . با ترسیم طیف گسترده ای از استراتژی های بدیعی در یک گونه شناسی جدید, ما بینش خود را در مورد كل هدف توضیح میدهیم. به این معنا که خوانندگان را متقاعد کنیم که عدم انطباق مناسب و قابل قبول است. در این بخش ، ما هر یک از نه استراتژی بلاغی را در گونه شناسی معرفی می کنیم و هر یک از آنها را با نمونه هایی از توضیحات حاکمیت شرکتی نشان می دهیم که در خود مبحث گونه شناسی در نیمه دوم بخش به می آید. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

3.1 به سمت گونه شناسی توضیحات

در این بخش نمونه هایی از توضیحات که نشان دهنده گونه شناسی است، مورد بحث قرار می گیرند. اکثریت این مثال ها منعکس کننده این ایده هستند که آنها به گونه ای نوشته شده اند که توضیح عدم انطباق نشان دهنده انطباق ( رفتار متناظر) یا حتی بهتر از انطباقظاهر شدن است (دیمگیئو و پاول، 1983، السباخ و ساتن، 1992) پس بنابراین سببب می شود تا رویه شرکت برای تطابق به ظاهر مشروع به نظر برسد. هر دسته در گونه شناسی در حال حاضر به نوبه خود مورد بحث قرار می گیرد.

3.1.1 اقدام اصلاحی

اقدام اصلاحی یک استراتژی موثر و قانع کننده است (بنوئیت، 1995) اگر به شکل عبارتی مثل ” مشکل حل شده ب است یا باید حل شود ” استفاده شود. بیشتر مشکلات در زندگی وقتی که وعده خسارت فراهم می شود، کمتر مهم به نظر می رسد . اقدام اصلاحی در تقلید از انطباق بسیار قدرتمند است زیرا نشان می دهد که انطباق در حال حاضر به دست آمده است یا در حال حل مشکل هستند و رویکرد شرکت قانونی به نظر می رسد . با این حال ، هنگامی که به تنهایی استفاده شود ، اقدام اصلاحی تصویر ناقصی از انطباق را فراهم می کند زیرا سوالات بی پاسخ باقی می مانند.خوانندگان باید بدانند که چرا عدم تطابق رخ داده است ، آیا هیچ آسیبی در این برهه زمانی رخ داده است و احتمالا دوباره اتفاق می افتد ؟ با این حال ، اگر یک شرکت حقیقتا باور داشته باشد که نباید با کد و عدم انطباق مطابقت داشته باشد ، برای شرکت بهتر است و در این حال اقدام اصلاحی با این دیدگاه سازگار نیست . اقدام اصلاحی تایید می کند که یک مساله حل نشده وجود دارد . چهار دسته از اقدامات اصلاحی در گونه شناسی ما گنجانده شده اند : الف ۱. اقدام اصلاحی در حال حاضر انجام شده است .1ب. اقدام اصلاحی ( با بازه های زمانی روشن ) اتخاذ شده است ؛ 1 پ- وعده اقدام اصلاحی در آینده ( با بازه های زمانی روشن) آمده است و ات. وعد حفظ نیاز به اقدام اصلاحی تحت بررسی است. در 1 ت، خوانندگان نمی دانند که آیا مدیران با کد مخالف هستند یا صرفا نیازی به پیروی از آن ندارند. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

در مثال ۱ یک توضیح کامل و شفاف توسط تسکو ارایه شده است که شامل تنظیم کد نقض شده ، ماهیت دقیق نقض و چگونگی آن را مورد بررسی قرار می دهد . اگر عدم مطابقتت موقتی باشد همان طور که در مثال ا الف دیده می شود ممکن است به عنوان یک نظارت دیده شود اما ممکن است عدم برنامه ریزی جانشینی را پیشنهاد کند.

یک نمودار ساده که با جزئیات مکان مدیران غیر اجرایی در زمان های مختلف را نشان می دهد، این ” شکاف ” را  شناسایی می کند ( و برنامه ریزی پیش رو می تواند به این معنی باشد که این ” نقض ” ممکن است اجتناب شود ).  انتظار این سطح برنامه ریزی از ۱۰۰ شرکت FTSE معقول نیست . با این حال , بحث دیگر این است که ممکن است برخی مدیران این چهار روزه را افشا نکنند، و آن را امری جزئی بدانند ، به همین دلیل تسکو باید در پذیرش چیزی مورد ستایش قرار گیرد که احتمالا سرمایه گذاران سازمانی متوجه آن نمی شوند.ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

در جایی که یک وعده برای اصلاح چیزی در آینده وجود دارد ( مثال ۱ب و مثال 1 پ ) و هیچ اطلاعات دیگری وجود ندارد، پس دوباره یک سوال بدون جواب باقی می ماند که چرا عدم انطباق اتفاق افتاده است. مثال اب مثال خوبی از توضیح واضح است که درک آن آسان است . مثال آپ ، مسلما چندان خوب نیست چون به خوانندگان گفته نمی شود چرا این عدم مطابقت تامین کننده منافع سهامداران است . حفظ وضعیت تحت بررسی ( مثال 1 ت) همچنین یک رویکرد خوب برای عدم انطباق است. زیرا یک رویکرد باز را نشان میدهد که با رویکردی انعطاف پذیر سازگار است . اقدام اصلاحی با چنین وعده ای ، توضیح کاملی از عدم انطباق نیست . حتی اگر تطابق موقتی باشد، خوانندگان هنوز باید مطلع شوند که چرا این کار رخ داده است – آیا برنامه ریزی جانشینی وجود ندارد، نادیده گرفته شده است و یا آن که یک رویداد غیر منتظره بوده است؟ یک توضیح همیشه لازم است، حتی اگر مدیران شرکت تمایلی به پذیرش تا دیده شدن ندارند.

در رابطه با قول عمل اصلاحی در آینده، نمونه هایی از قول های درک نشده در توضیحات پیدا شدند . مثال 1 س نشان میدهد که حتی برای شرکت های بزرگ قابل رؤیت، نوید عمل اصلاحی می تواند حاصل شود در حالی که بلاغت با واقعیت مطابقت ندارد. خوانندگان توضیحات، باید بررسی کنند که چطور و چه زمانی وعده های سازگاری آینده تحقق می یابد. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

۲.۳.۱. تقویت

تقویت به برخی از رویدادهای مثبت اشاره دارد که خوانندگان را از حوزه مورد سوال دور می کند (رجوع شود به بنوئیت , ۱۹۹۵ ز ببینگتون، لاریناگا و مونوا، 2008). انحراف به سمت مسایل مثبت به طور خاص موفقیت آمیز است در صورتی که ” ویژگی های مثبت یا اقدام ها مشخص مرتبط به نظر برسند” (بنوئیت، 1995، 77). بنابراین، بیان این مطلب که شرکت جایزه ای برای مدیریت خوب دریافت کرده است می تواند سبب شود تا خوانندگان کم تر نگران رخدادن عدم انطباق باشند. عدم تطابقی که توسط شرکت چشم پوشی شود، به نظر در حکمرانی با رویکرد شرکت معادل کسانی است که به تطابق رسیده اند و مشروعیت حفظ می شود. چنین تاکتیک منحرف شدن در جایی که هیچ توضیحی برای عدم تطابق وجود ندارد، از اهمیت بسیاری برخوردار است.

تقویت در مثال ۲ نشان داده شده است. به طور جالب توجهی، در حالی که عدم تطابق با آنچه که مسلما زیربنای کد حاکمیت شرکتی است ( نسبت مدیران مستقل غیر اجرایی است، آگر کو ادعا می کند که قدرت فردی خود و نه حکومت ابداع شده بهتر از تطابق او را به نتیجه بهتری می رساند. این توضیح همچنین می تواند برای استراتژی بلاغت کد گذاری شود (تعالی که بعدا به آن می پردازیم) به این دلیل که شرکت ادعا می کند که بیشتر پیرو حاکمیت خود به جای جبران عدم انطباق است. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

اگر چه این قابل درک است در صورتی کهشرکت بسیار بزرگ باشد، هیئت هم بزرگ می شود اما هیچ تحقیقی نشان نمی دهد که یک تعدا ایده آل برای شرکت بزرگ فهرست شده وجود دارد هرچند گفته های پرماک (1996) نشان دهنده آن است که ارزش بازار با اندازه هیئت همبستگی منفی دارد.

3 . 1 . 3 .به حداقل رساندن احساسات منفی

به حداقل رساندن احساسات منفی همان استراتژی رایج در تاریخچه مطالع است ( ببینگتون و همکاران ، ۲۰۰۸؛ گافمن، 1959، اسکلنكر، 1980 ؛ اسکات & ليمان ، ۱۹۶۸ ؛ تدسچی و ریس ، 1981). ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

این نوع استراتژی بلاغی در توضیحات نشان میدهد که عدم انطباق می تواند سبب کمی آسیب شود ، مشروعیت آن تهدید نشده و مقررات قانون مطابق با آن نباشد . این یک اصل کلیدی کد است که شرکت های غیر سازگار نیاز به متقاعد کردن خوانندگان در توضیحات خود دارند که آنها مکانیزم دیگری را برای اطمینان از اینکه عملکرد سیستم به اندازه انطباق خوب است، استفاده کنند. اگر بخش کد بی اهمیت تلقی شود ( در مثال ۳ در مورد درصد NEDs  به عنوان مقداری مستقل) پس مفهوم این است که هیچ مکانیزم حکومتی دیگری مورد نیاز نیست. به نظر می رسد که این مطلب با روح کد مخالف است. این “استثنا ناچیز” و عدم انطباق کد بعدا در رابطه با مثال ۷ مورد بحث قرار می گیرد.

جنبه کلیدی برای مدیران غیر اجرایی استقلال آنها است که سنگ بنای کد گذاری ها است و با این حال این، این ماده رایج ترین نمونه از عدم تطابق با اصول بریتانیا به حساب می آید ( شریوز و برنان، 2015). آیا می توان چنین تطابقی را ” کوچک ” نامید وقتی که ظاهرا هیئت به ارزش های شرکتی به شدت ارزش می گذارد؟”
ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

3.1.4 تعالی

تعالی متن عمل را با اتخاذ این دیدگاه تغییر می دهد که برخی از عملکرد ها به دلیل نیاز به تصور جهان بینی مهم تر ( یا به زبان ساده تر ، داشتن ” تصویر بزرگتر “) ضروری هستند ( عدم مطابقت). عمل ممکن است در ابتدا بد به نظر برسد اما در واقع یک ” آستر نقرهای ” دارد که بیش از جبران اعتبار دارد و در نتیجه ” پایان را توجیه می کند . استفاده از رویکرد یک استراتژی بلاغت چنان رایج است که در مطالعات قبلی مورد بحث قرار گرفته اس ( به عنوان مثال ، ببینگتون و همکاران ، ۲۰۰۸؛ جیمزسان، ۲۰۰۰؛ اليور ، ۱۹۹۱ ؛ اسکات، ۱۹۸۰ ؛ اسکات & لايمن، ۱۹۸۱).

در یک حالت ، عمل بد به یک نتیجه خوب نسبت داده میشود و بنابراین می تواند به عنوان نوعی از ویژگی ها دیده شود. بنابراین، هنگامی که مدیران تصمیم به پیروی از مقررات ( یا کد ) ندارند، آن ها بر روی بر ” فضایل عدم انطباق ” تاکید می کنند ( اليور ، ۱۹۹۱ ، ص. ۱۵۰) .این به آن مفهوم است که سهامداران می توانند با عدم مطابقت بهتر خدمت کنند. به طور مشابه، الباخ و ساتون (۱۹۹۲ ، ۶۹۹) درباره چگونگی استفاده شرکتها از تاکتیک ها برای تغییر توجه از اقدامات بحث برانگیز به سمت اهداف مطلوب اجتماعی بحث می کنند . توضیح در مثال ۴ نشان میدهد که هدف عالی که نقش مهمی را برای مدیران غیر مستقل بازی می کنند مهم تر از از انطباق کد هستند. با این حال، توضیحی برای بررسی دقیق نیست. در حالی که این قانون به واسطه طول عمر خدمات نقض میشود، احساسات منفی برای چنین نقضی با بیان این مطلب که مدیران غیر اجرایی ( توجه داشته باشید که بیش از یک نفر نقض قانون کرده اند) “سهم مهمی” را بازی می کنند. کاملا طبیعی است که هیات های مدیره بخواهند مدیران غیر اجرایی را که ارزش خود را در طول سال ها ثابت کرده اند ، حفظ کنند . این قانون مانع از آن نمی شود. با این حال ، آنها نمی توانند نقش خود را به عنوان یک میر غیر اجرایی مستقل انجام دهند . مدیران اجرایی موجود می توانند به عنوان مدیران غیر اجرایی طبقه بندی شوند (به عنوان مثال مدیران غیراجرایی که مستقل نیستند) . سپس سایر مدیران مستقل غیر اجرایی نیاز به انتخاب دارند تا اطمینان حاصل کنند که کنترل مهم ( جفت دیگر از نظر افراد مستقل ) حفظ شده است . مثال 4 ، به نظر نمی رسد که شاهدی برای این مورد باشد. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

3.5.1. اسناد

اسناد شامل توضیحات بی دقت از حوادثی است که در تمایل برای ادعا برای داشتن مسئلیت بیشتر برای موفق بودن را در مقابل شکست نشان می دهد.

در ادبیات، اسناد یک استراتژی بلاغی رایج است ( به عنوان مثال ، آرتس، ۲۰۰۱؛ جیمز سون، ۲۰۰۰ :تدشي ، ۱۹۸۱). هنگامی که به چالش کشیده شد ، پاسخ دهندگان موافق هستند که یک مساله وجود دارد . از این رو، رویکرد شرکت را نمی توان آن را معادل ، یا بهتر از آن که توسط قانون حاکمیت شرکتی بیان شده است، دانست، اما بهانه ای است که کسی یا چیزی را سرزنش می کند (اسکات & ليمان، ۱۹۶۸). این تمایز داخلی خارجی ویژگی توصیفی کلیدی مطالعات اسناد به حساب می آید. اسناد می تواند به طور خاص به عنوان یک استراتژی بلاغی در ترکیب با یک استراتژی بلاغی دیگر مانند اقدام اصلاحی موثر باشد. چهار زیر شاخه از اسناد در گونه شناسی ما شامل شرایط خارجی سرزنش، مثال 5 الف)، عوامل داخلی سرزنش (مثال 5 ب)، عدم تطابق نسبت داده شده به قرار داد قانونی (به خصوص تنظیم آن قبل از کد گذاری)( مثال آپ) و رای و مشورت سهامدارن که منجر به عدم تطابق می شود ( مثال 5ت). مثال 5 قرار داده های اجرایی متجاوز از یک سال را مغایر با اصول قوانین و به به فشار های خارجی رقابتی” نسبت می دهد.

مثال ۵ب نسبتا پیچیده است به طوری که به عدم انطباق به یک رویداد داخلی ( تغییرات هیئت) نسبت داده می شود و همچنین تعیین اهداف کارآمدی توسط تنظیم کننده آب تنظیم می شود ( رجوع شود به AMP4) که به شرکت اجازه میدهد قیمت آب را تقریبا یک چهارم افزایش دهد. اسناد در مثال ۵ب برای ” داخلی ” کد گذاری شده اند چون هیئت تغییر می کند و به نظر می رسد که این موضوع جوهره ادامه راست است. لازم است به  mm02در مثال ۵ب رجوع شود زیرا این کرسی و مقام کرسی و مقام شرکت FTSE دیگر است ( که این برخلاف قوانین ترکیبی (FRC، 2003) بخش 4.3A. است که بیان می کند هیچ کس نباید به عنوان رئیس دوم از یک شرکت FSE100 انتخاب شود). توجه داشته باشید که به هیچ وجه مشخص نیست که چه چیزی غیر منطبق بوجود دارد و هیچ تنظیم کدی ارایه نشده است . )بنابراین این توضیح برای استراتژی بلاغی وت در نظر گرفته می شود ( هیچ شماره تنظیم کد  ارایه نشده است) این مطلب در پایان بخش 3.1 بحث میشود. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

 در مثال ۵ ث ، تطابق به ترتیبات قراردادی نسبت داده میشود که قبل از این کد به اجرا در آورده است. بنابراین، شرکت با مدیریت آن را نمی توان سرزنش کرد. در قانون حاکمیت شرکتی 2010 FRC 7.1B. توصیه می کند که تمامی مدیران FTSE ۳۵۰ شرکت باید در معرض انتخابات سالانه توسط سهامداران قرار گیرند. گروه خطوط هوایی بین المللی با این قانون مطابقت ندارد که در مثال ۵پ نشان داده شده است ، مجددا به این نکته توجه کنید که هیچ تنظیم کدی ارایه نشده است. بنابراین این توضیح برای استراتژی بلاغی نیز کدگذاری شده است. در نهایت ، در مثال 5 ت ، تطابق با ارجاع به سهامداران توضیح داده میشود . این مفهوم در صورتی مطرح می شود که یک تصممی غلط گرفته شود ، پس سهامداران با دادن تاییدیه نقش خود را ایفا کردند .

عدم انطباق می تواند علت خاص باشد تا نیازی به نسبت دادن عدم تطابق به کسی و یا چیزی درون شرکت نباشد. باشد. بنابراین ، هیچ سوال قانونی وجود ندارد. با این حال ، هنگامی که هییت مدیره ” به اتفاق آرا ” ادعا می کند که این فرد بهترین تامین کننده منافع شرکت و سهامداران است ، سرمایه گذاران باید مایل باشند که این مساله را مطرح کنند در زمانی که هیئت تمام توجه خود را بروی منافع خود گذاشته است. در نتیجه ، ما اسناد را به عنوان یک استراتژی بلاغی طبقه بندی کرده ایم . اسناد و مدارک ۶، ۷ و ۸ می توانند در تایید مشروعیت اگر با برخی از استراتژی های قبلی مانند به حداق رساندن احساسات منفی ترکیب شوند ، موثرتر باشند. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

3.1.6 جلب توجه

جلب توجه یک استراتژی بلاغی است که مربوط به چاپلوسی کردن از دیگران است ( بولینو، ۲۰۰۳؛ جونز & پیتمن، ۱۹۸۲؛ اوگدن کلارک ، ۲۰۰۵؛ تدسچی، ۱۹۸۴). یک مثال از جلب توجه می تواند هیات مدیره باشد که سعی در چاپلوسی از کسانی دارد که در توسعه کد دخیل بوده اند . برای حضار این امر نوعی مشروعیت را ایجاد می کند زیرا به این دلیل است که مدیریت یا هییت مدیره با توسعه دهندگان کد همسو هستند . مثال ۶(i) و مثال ۶( ii ) ، برای نشان دادن این مفهوم ارایه شده اند.

در هر دو مورد , علی رغم جلب توجه، هیچ شرکتی کاملا با کد مطابقت ندارد . در مثال ۶(i)، دو عدم تطابق ، یکی در نتیجه قابلیت دسترسی به شرایط انتصاب مدیران غیر اجرایی و یکی در مورد رئیس هیات مدیره کمیته پاداش وجود دارد. در مثال ۲۱۶)، بررسی حوزه ای وسیع تر جالب است . دریافتی هایی که توسط مدیران اجرایی در احترام به موقعیتهای غیر اجرایی بدست می آید ، فاش نشده است ( بر خلاف مقررات کد D . 1.2) چرا که “نامربوط در نظر گرفته شده است” (گزارش سالانه گروه اسمیت ،2011، ص 70 ). گروه اسمیت ( با وجود اینکه ادعا می کند که از وضوح ” استقبال می کند “) مرجع کد را ارایه نمی دهد ( بنابراین توضیحات در دیگر گزارش سالانه آن برای استراتژی بلاغی کد گذاری شده است ) ، تنظیم کد خواهان شفافیت در مورد این که آیا مدیران اجرایی چنین در آمدی را حفظ می کنند یا خیر ، در صورت چنین میزان درآمد چقدر است، این بخشی است که مدیران اجرایی باید پاسخگو باشند و به سهامداران کمک می کند تا میزان منافع دیگری را تعیین کنند که ممکن است توجه مدیران اجرایی را از شرکت منحرف کند. البته ، ممکن است این مسئله بی ارتباط باشد چون مقادیر کوچک هستند اما به نظر بعید می رسد . سهام داران در نظر دارند که مقادیر درگیر قابل توجه هستند، هنوز میزان آن ها فاش نشده است . این غیر شفافیت با بیانیه جلب توجه شرکت در مثال (ii) ۶ ناسازگار است و پشتیبانی بیشتری را در مورد اینکه چرا ما این توضیح را به عنوان استراتژی بلاغی کدگذاری کردیم، ارایه می دهد ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار .

3.1.7 ،خود ارتقایی و الگو بودن

خود ارتقایی و الگو بودن به عنوان دو استراتژی بلاغی مجزا در تحقیات قبلی در نظر گرفته شده اند ( بولینو و ترنلی، 2003ء جونز و پیتمن، 1982؛ اوگدن و کلارک، 2005) اما برای اهداف این مطالع تمایز میان این دو دشوار است. خود ارتقایی و الگو بودن جایی است که افراد یا سازمان ها سعی می کنند با ادعای سطح صلاحیت خود را ارتقا دهند .این مشابه شرکت هایی است که ادعا می کنند رفتار آنها مثالی برای دیگران است (الگو بودن). یک مثال فرضی از ارتقای خود و الگو بودن ممکن است به این صورت باشد : ” شرکت ما در به کار گیری کد و رسیدن به اهداف خود مهارت و تبحر دارد، و یا “شرکت جایزه ای را برای روندهای حکمرانی خود برده است . بنابراین مخاطبین از هر گونه سوال در مورد رویه های حکمرانی دور می شوند . در مثال ۷، على رغم انطباق با ضوابط ، شرکت ادعا می کند که سیستم حکمرانی قوی را دارا است.

عدم انطباق به عنوان موضوعی “ناچیز” ( در مثال 3 که در ابتدا آمد) توصیف شده است . توضيح عدم انطباق در پنج صفحه بعد آمده است (ص 66) که شامل نقض الزام برای داشتن رای اکثریت هیات مستقل است ( هولدینگ های  ARMام ، برای یک دوره زمانی ، چهار مدیر اجرایی و شش مدیر اجرایی داشتند ) ، دیگران ممکن است چنین نقض بنیادی را به جای ” کوچک ” اساسی تلقی کنند . همچنین ، این نقض زمانی رخ داد که یک مدیر غیر اجرایی نه سال خدمت را تکمیل کرد، و این دقیقا موقعیتی نبود که آنی و ناگهانی اتفاق بیفتد، اما امکان پیش بینی آن هم وجود نداشت ، براساس این قانون ، شرایط فراتر از شش سال باید به طور خاص بررسی شوند . عدم انطباق قطعا با یک سیستم حکومتی قوی سازگار است اما بلاغت خود ارتقایی که در صفحه ۶۱ از گزارش سالنه هولدینگ های pl ARM گرفته شده است (مثال ۷) به نظر با توضیح صفحه ۶۶ متناقض است . این تناقض است که مخاطب باید از آن آگاه شود زیرا پرسش هایی را در مورد مشروعیت توضیح و در نتیجه سیستم حاکمیت شرکتی شرکت مطرح می کند. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

3.1.8 ترس / چالش

اليور (۱۹۹۱) هنگام نوشتن در مورد مبارزه طلبی، استراتژی های مبارزه و حمله را شناسایی می کند. چالش می تواند جایی باشد که شرکت ها به چالش پایه اصول یا اصول فردی یا مقررات کد فردی می پردازند. در مقابل، حمله تهاجمی تر بوده و ممکن است شامل تحقیر کردن یا محکوم کردن کد باشد . چالش ممکن است به طور خاص به عنوان یک استراتژی بلاغی قدرتمند باشد هنگامی که با تعالی ترکیب شود ( ” پایان و نتیجه توجیح کننده ابزار است” – استراتژی بدیعی ۴) . به این ترتیب ، هر گونه ” عواقب منفی ” از عدم انطباق می تواند با ارجاع به ” اهداف بالاتر ” حذف شود (آرتس، 2005، ص.497). هنگامی که کد به چالش کشیده می شود ، به این معنا است که عدم انطباق نمی تواند مشروعیت و حاکمیت را تهدید کند، در واقع ، آن را بهبود می دهد السباخ و سادن، 1992) . در این مثال ، مدیریت مخاطب خود در سوال پرسیدن را از شرکت به کد تغییر داده است و این مشروعیت قانون است که مورد سوال قرار می گیرد. گونه شناسی ما شامل دو دسته زیر است : 8 الف یک چالش کوچک و 8 ب یک چالش شدید یا مشخص . مثال ۸ الف به ظاهر کد را مورد مخاطب قرار می دهد : ” تفرقه انداز ” در میان هیات مدیره و ” عامل حواس پرتی برای رئیس بخشی از حمله است ، این توضیح می تواند به شکل ۸ب طبقه بندی شده باشد – یک چالش تهاجمی تر یا مصمم تر – به عنوان یک حمله قوی در نظر گرفته می شود . با این حال ، به دلیل وجود واژه تعدیل کننده ” بالقوه ” در مثال ۸ الف طبقه بندی شه است . مثال ۸ب مقایسه ای مفید را شکل می دهد. اگر چه خارج از نمونه این مطالعه ( این یک شرکت FTSE ۲۵۰ شرکت است )، مدیران این شرکت از قانون برای چند سال انتقاد کرده اند . توضیح هیات مدیره درباره اینکه چرا با تفکر فعلی در مورد حکمرانی موافق نیست، در حالی که به جد این مطلب را بیان داشته اند، نشان دهنده اهمیت انعطاف پذیری در رابطه با مطابقت است . به طور جالب ، مدیران معتقدند که دیدگاه های کارمندان و مشتریان ارزشمندتر از سرمایه گذاران سازمانی است. این رویکرد انتقادی در این مساله از آن جا مفید است که برخی فرضیات زیربنایی از کد را مطرح می کند . مخاطبین باید تصمیم بگیرند که آیا این حمله حقیقتا یک بهانه مناسب است یا خیر. اگر حکومت توسط هیئت مدیره و با مدیریت حمایت شود ، به نظر نمی رسد که این قانون دیگر مورد نیاز باشد.

3.1.9. پنهان کردن یا انکار

همه شرکت ها در مورد دیدگاه خود از این قانون کاملا صریح نیستند. مخفی کاری آنها مربوط به پنهان کردن یا استتار است . انکار نشان می دهد که رویداد عدم انطباق رخ نمی دهد ( شانباخ، 1980) یا اینکه مدیران ادعا می کنند که بی گناه هستند ( اسكلنكر، 1980). این می تواند به نظر عدم انطباق را به تطابق تقلید می کند. در زمینه توضیحات عدم مطابقت، تعدادی از احتمالات وجود دارد . شرکت ها با وجود عدم انطباق یا قبول برخی از عدم انطباقات بدون نشان دادن همه آن، می توانند ادعای تطابق کنند. در این مطالعه، عدم انطباق توضیح داده نشده است، حذف توضیحات می تواند تشخیص را بدون داشتن حسابرسی در مورد تجارت دشوار کند (هر چند این مطلب حوزه ای مهم در برای تحققیات آینده باقی می ماند). جهار استراتژی بلاغی مخفی کاری در گونه شناسی ما به شرح زیر هستند: ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

عدم تطابق گفته شده است اما هیچ دلیل یا توضیحی داده نشده است (استاتژی بلاغی 9 الف). همچنین این نوع در جایی کاربرد دارد که شرکت بیان می کند که این مساله اکنون حل شده است، اما هیچ توضیحی برای اینکه چرا این مساله در وهله اول رخ داده است ارایه نمی کند . اگر لازم باشد خوانندگان سوالات بیشتری بپرسند ، توضیح کاملی ارائه نمی شود . خوانندگان ممکن است حتی درک نکنند که این عدم انطباق است . از آنجا که هیچ توضیحی ارایه نشده است، ممکن است از انطباق متمایز باشد ، به خصوص زمانی که خوانندگان دانش دقیقی از کد ندارند.

شرکتها ( به عبارت دیگر ، مدیرانی که گزارش ها را می نویسند ) ممکن است سعی کنند از طریق استفاده از ” كلمات دو پهلو ” ( کلمات یا اظهاراتی که عمدتا گمراه کننده هستند ) عدم تطابق را پنهان کنند (استراتژی بلاغی و الف). تشخیص کلمات دو پلو از قبل بسیار دشوار است زیرا که از شرکتی تا شرکت دیگر متغییر هستند. در مطالعه ما ، این کلمات کلماتی هستند که خوانندگان را از عدم مطابقت منحرف می کنند ، در عوض بر روی انطباق تمرکز می کنند به عنوان مثال ، شرکت ها ممکن است ادعای ” انطباق کامل به جز موارد خاصی ” را کنند : شرکت ممکن است به سه أيتم غير انطباق اشاره کند، اما شاید چهار مورد را با هم ترکیب کند . این شرکت ممکن است ” بالاترین استانداردهای حاکمیت شرکتی علی رغم عدم مطابقت ” را ادعا کند. اگر چه ادعای استانداردهای بالا و عدم انطباق با تمام جنبه های کد قابل قبول است ، اما به نظر می رسد که استفاده از لفظ ” بالاترین ” به نظر گستاخانه باشد. استفاده از ” كلمات دو پهلو ” می تواند به این معنی باشد که خوانندگان حواس خود را پرت کرده و یا گمراه شده است و یا باور می کنند که شرکت قوانین را رعایت می کند و یا تنها مطمئن نیست که آیا شرکت قوانین را رعایت می کند یا نه. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

مدیران ممکن است یک استراتژی شفافیت را به کار بگیرند که در آن توضیحات عدم انطباق باید برای بلاغت ساختاری جستجو شوند ، ما آن را “شکار انگشت” می نامیم ( استراتژی 9 پ) ، در این استراتژی بلاغی ، انطباق اغلب با شرطی ادعا می شود : ” به جز مواردی که در زیر ذکر شد ” ، در حالی که ” زیر ” تعریف نشده است ، معمولا به صفحات در ادامه می آیند، اشاره دارد. یعنی عدم تطابقات بولد نمی شوند، شمارگذاری نمی شوند و یا فورا در ادمه مطلب لیست وار ظاهر نمی شوند). این مساله به دلایلی مشکل ساز است . گاهی اوقات تشخیص بین توصیف و ادعای انطباق و توضیح عدم انطباق دشوار است. عدم انطباق می تواند حداق یک مورد باشد. علاوه بر این ، خوانندگان نمی دانند که چند نمونه از عدم مطابقت قرار است اشاره شود ، اگر فرض ما حداقل یک مورد است . در نهایت ، می تواند این عدم تطابق می تواند شامل خواندن تعداد زیادی صفحات باشد زیرا نقطه پایانی نامشخص است . بنابر این ، عدم انطباق برای خوانندگان دشوار است و شرکت کاملا شفاف نیست.

آخرین استراتژی بلاغی (9ت) مربوط به این است که آیا شرکت ها شماره مقررات کد را که مربوط به منطقه عدم انطباق است ارایه می کنند یا خیر. به طور جالبی، بخش تنظیم کد شناسه ها معمولا از توضیحات حذف می شوند و این کار را برای خوانندگان دشوار می سازد تا مطمئن شوند که دقیقا چه چیزی با چه چیزی مطابقت ندارند . حذف شماره شناسه کد ها در مورد این که چه چیزی مطابقت ندارد شفاف نیست ( ارجاعاتی مثل 2.A3 به روشنی برروی موضوعاتی در متن تاکید دارند و تشخیص آن ها هم آسان است). ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

در مثال ۹ الف، اگرچه ” صفحه ۴۹ ” اطلاعات بیشتری را فراهم می کند ، اما واضح نیست که چرا یک عضو هیئت مدیره باید در کمیته پاداش قرار داشته باشد . خوانندگان باید اعضای کمیته را شناسایی کرده و سپس تمام جزئیات مدیران را به کار بگیرند تا بفهمند که کدام یک از مدیران غیر اجرایی مستقل نیست و سپس فرض کنند که چرا یکی از آنها باید در کمیته باشد. بنابراین دلیل عدم انطباق فراهم نمی شود و در نتیجه نیازمند است تا خوانندگان در این زمینه بیشتر کار کنند. 

به طور مشابه ، در مثال 9  الف (ii) ، خوانندگان مطلع می شوند که یک مدیر غیر اجرایی نمی تواند به دلیل “ یک تعهد تجاری فشرده دیگر ” در  AGMشرکت کند. اگرچه برخی ممکن است این را توضیح قانع کننده ای ببینند، اما مسائلی را مطرح می کند . دلیل این کار دقیقا چه بود ؟ آیا این فرد می تواند زمان کافی برای مدیریت غیر اجرایی داشته باشد ؟ GSK می تواند اطلاعاتی برای پاسخ به این پرسش ها فراهم کند. پیش از این در گزارش سالانه خود GSK، درباره استقبال از این قانون و پیروی از یک ماده جدید ” زودتر از موعد ” (ص . ۸۲) اشاره دارد اما جمع این شفافیت داوطلبانه با توضیحی که توضیح کافی نیست، دشوار است. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

در مثال ۹ب، عبارت ” گروه از تمام مفادی پیروی کرد” با عبارت بعدی به استثنای ” به ویژه در جایی که یک جنبه کلیدی از کد مطابق با آن نیست، تضاد دارد و مسئله منحرف کننده ای است. این توضیح به نظر می رسد که در نظر خواننده همان انطباق کامل را تداعی می کند.

مثال های بعدی مربوط به شفافیت “شکار انگشت” است. در مثال ۹ پ (ii ) واژه ” در ادامه” مانع بزرگی در متن است که خوانندگان باید از طریق آن به دنبال یک انگشتانه یا یک سوزن در کاه باشند . به جای کلمه ” در ادامه” ، مثال ۹پ ( ii ) از عبارت نادقیق ” ذخیره در حالی که خلاف آن ثابت شود ” استفاده می کند . ماهیت پراکنده شفافیت, شناسایی همه تطابق ها و یافتن توضیحات غیر تطابقی را دشوار می سازد. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

یک نوع از “شکار انگشتانه” شفافیت “صعودی انزولی” است . این جایی است که بیانیه انطباق در وسط گزارش حاکمیت شرکتی با توضیحات برای برخی از نقض قوانین که در بالا و برخی از موارد که در ادمه میآیند، ظاهر می شود. تاثیر کلی برای خوانندگان گیج کننده است . مثلا ، مثال وپ (ii) در نگاه اول ، بیانیه انطباق در پایان گزارش حاکمیت شرکتی ظاهر می شود و به دو آیتم عدم انطباق اشاره می کند. با این حال ، عبارت ” مگر اینکه در بالا بیان شود ” نشان می دهد که نمونه های دیگری از عدم انطباق در بیانیه انطباق وجود دارد . مثال ۹ پ (iii) عناصر ” شکار انگشتانه” را دارد ، اما بهتر از آن دسته از اظهاراتی است که در آن خوانندگان هیچ راهنمایی در مورد اینکه کجا دنبال توضیحات بگردند ، ندارند . در این مورد دستکاری بلاغی، دو آیتم بعد از عبارت “استثناهای بیشتر ” ارایه می شوند ( که عبارت “به اختصار ” در آن ها نیامده است. با این حال، خوانندگان به این آیتمها که در بالا اشاره شده است ” هدایت نمی شوند و به طور موثر پنهان می مانند . این رویکرد برای شفافیت به خوانندگان کمک نمی کند.

در نهایت ، یکی از متداول ترین حوزه های غیر افشا کننده مربوط به موقعیتی است که در آن شماره قانون تنظیم کد اشاره نشده باشد ( مثال3.2 .A ). شریوز و برنان ( 2015) این موضوع را به عنوان جنبه ای از کیفیت شفافیت در نظر می گیرند. دلایل مختلفی وجود دارد که چرا شرکت ها می توانند شماره های تنظیم کد را حذف کنند ( به دلیل اینکه شماره های تنظیم کد تغییر می کنند، یا مدیران مطمئن نیستند که کدام کد، کد صحیح است و یا دو مفاد کد جنبه های مشابه را پوشش میدهد ) اما یک استراتژی بلاغی موثر است . شناسایی شماره تنظیم کد همواره توجه به عدم انطباق را به ویژه زمانی جلب می کند که شماری از عدم تطابقات وجود دارد . چشمها تمایل دارند تا به شناسه های بخش مانند.3.2C   و A 3.1 توجه کنند. بنابراین، نداشتن اطلاعات تنظیم کد ناتطابقات را از دید همه پنهان نگه می دارد. خوانندگان ممکن است ندانند چند مورد از اقلام کد ها به ان ها ، در واقع ، ارجاع داده می شوند . به عنوان مدرکی برای این ادعا، طراحان وب به نویسندگان توصیه می کنند که ( برای مثال ) ۲۳ را به جای حروف به عدد بنویسند تا بیشتر توجه را به خود جلب کند. نلسون، 2007). مثال 9 ت توضیحی برای نبود مفاد کد است. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

3.2 گونه شناسی

بحث و مثال های ما به شکل یک گونه شناسی از استراتژی های بلاغی برای توجیه / متقاعد کردن مخاطبان از توضیحات شرکت برای عدم انطباق با کد حاکمیت شرکتی بریتانیا ( شکل 1 ) ارائه شده است. گونه شناسی به خوانندگان کمک می کند تا رویکردهای مختلفی را که شرکت ها برای متقاعد کردن خوانندگان در مورد حقانیت توضیحات خود بیان می دارند، درک کنند . وقتی که خوانندگان به عناصر بلاغی متن توجه می کنند، به تحقیق و بررسی بیشتری در مورد اعتبار ( یا غيره ) می پردازند. توضیحات باید طوری باشد که خوانندگان متقاعد شوند که سیستم حکمرانی این شرکت معادل با این پیشنهاد است . ما گونه شناسی را به عنوان یک چارچوب تحلیلی در تحلیل توضیحات غير انطباقی بکار می بریم ، گونه شناسی در بخش ۴ در ارتباط با کدگذاری داده ها مورد بحث قرار می گیرد. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

 ۴ مسایل تحقیق ، نمونه و روش

ما گونه شناسی را به منظور رسیدگی به سه سوال تحقيق اعمال می کنیم : (سوال اول ) استراتژی های بدیعی شرکتها در توضیح استفاده می کنند ؟ (سوال دوم استفاده از استراتژی های بلاغی در توضیحات در مقایسه با دو دوره زمانی چگونه است ؟ و (سوال سوم) تا چه حد استراتژی های بلاغی استفاده میشوند ؟

نمونه شامل دو گروه از 100 شرکت  FTSE  است . اولین گروه متشکل از 100 شرکت FTSE است که گزارش ها سالانه مربوط به اولین بار انطباق خود را با قانون ۲۰۰۳ نشان می دهد (معمولا از سال ۲۰۰۴ یا ۲۰۰۵) (FRC2003) . سال بعد از قانون ۲۰۰۳ ( که حاوی بیشترین میزان تغییرات در کدها است) انتخاب شد. اگر چه کد از طریق دیگر تناسخات از بین رفته است ، تغییرات ۲۰۰۳ بیشترین اهمیت را داشتند. بنابراین احساس می شد که انواع توضیحات را برای استفاده از گونه شناسی فراهم می کند . گروه دوم مربوط به ۱۰۰شرکت FTSE است که گزارش سالانه آنها در سال ، 2012 2011 منتشر شد و مربوط به نسخه 2010 از قوانین بود (FCR ، 2010) که به دنبال بحران های مالی سال 2008 ظاهر شد و تغیرات بیشتری را ایجاد کرد. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

جایی که شرکتها در انطباق با کد شکست خوردند، توضیحات برای عدم انطباق از گزارش های سالانه خود را حذف می کنند . گزارش های سالانه از وب سایت های شرکت ( ترجیح داده شد ) گرفته می شود که وب سایت های ثالث یا به عنوان آخرین راه حل نسخه هایی از شرکت ، کتابخانه ها یا منابع دیگر بدست می آید . تمام شرکتهایی که ادعا داشتند با کد مطابقت داشتند از نمونه حذف شدند . ما اعتماد به سرمایه گذاری (مثل تحقیقات مکنیل، ۲۰۰۶) را به دلیل ماهیت تخصصی آن ها و اجازه پیروی از کدهای جایگزین مانند انجمن شرکت های سرمایه گذاری ( انجمن شرکتهای سرمایه گذاری ، ۲۰۱۶) حذف کردیم .

نمونه نهایی ( ۰۵ / ۲۰۰۴ با ۱۲ / ۲۰۱۱ در براکت ) متشکل از ۶۳ شرکت غیر سازگار (۴۳) است که نقض کد ۱۶۸ (۷۷) را پوشش میدهند . میانگین تعداد نقض کد در هر شرکت غیر سازگار ۲.۶۷(1.79 ) بود . توضیحات با جستجو ( به صورت الکترونیکی ) برای کلمات ” انطباق “، ” کد ” یا ” حاکمیت شرکتی ” در گزارش های سالانه تا زمانی که بخش مربوطه یافت شود، مشخص شده است و سپس تکرار می شود تا زمانی که محقق مطمئن شد که همه اقلام مرتبط کنار هم قرار گرفته اند. گاهی اوقات ، توضیحات در مکان های مختلف برای نقض این جستجوهای مکرر در نظر گرفته می شوند. در مجموع ۲۱۷( ۱۴۶ در ۰۵/ ۲۰۰۴ و ۷۱ در ۱۲ / ۲۰۱۱ ) توضیح داده شد ( جدول ۳ را ببینید). ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

این تحقیق بر روی کلمات در بیانیه های عدم انطباق متمرکز است. تحلیل محتوای ” مفهوم محوری” (اسمیت و تافلر، 2000) در جایی کاربرد دارد که کلمات و معانی به وسیله ارجاع به متن مشترک ( یعنی متن اطراف ) تجزیه و تحلیل می شوند . تحلیل محتوای معنا محور یک رویکرد پذیرفته شده در ادبیات برای تحلیل بلاغی در گزارش های شرکتی است (بورال، ۲۰۱۳؛ بوجاکی، ۲۰۱۲؛ کاملا و رامال، ۲۰۱۳). در تحلیل بلاغی، متن اطراف باید به دقت خوانده و تفسیر شود. زمانی که توضیحات از گزارش ها سالانه استخراج شد، یک فرآیند دقیق کدگذاری، کدگذاری مجدد و سپس کدگذاری دوم انجام می شود. مقوله های کدگذاری مبتنی بر نه استراتژی بلاغی در گونه شناسی ما هستند ( شکل ۱ را ببینید). یک صفحه کدگذاری ایجاد می شود . کد گذاری با استفاده 

از کلمات کلیدی برای راهنمایی در مورد کدگذاری ها در صوير ا نشان داده شده است . کد گذاری یک فرآیند تکراری است که شامل رویکرد به سمت و به سوی” است . این فرآیند شامل یک رمز گذار اوليه ( اولین نویسنده ) و دو کد گذار دوم است . اولین رمز گذار با استفاده از سیستم کدگذاری انجام می شود که یک ماه بعد با استفاده از یک مطالعه آزمایشی ۲۰ شرکت دوباره ثبت می شود و سپس با استفاده از کدگذاری های دوم مورد بحث قرار می گیرد . این روش کدگذاری مجدد محققان را قادر ساخت تا دقیقا ببینند که چگونه متن کد گذاری شده و اگر لازم باشد ، اصلاحات مناسب را برای فرآیند کدگذاری انجام دهند. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

دو کد گذار دوم در کدگذاری تجربه می شوند و هدف آنها آزمایش ایستادگی دقت کدگذاری ها با استفاده از اولین کدگذاری است. آنها هر کدام نمونه های جداگانه (۲۰ آیتم ) را کد گذاری کردند . اولین رمز گذاری با هر دو کد گذاری به طور جداگانه انجام می شود تا درباره کدگذاری شود ( این مرحله آموزشی است ) و دامنه کدهای ممکن را نشان می دهد. بحث و گفتگو صورت می گیرد و زمانی توافقی حاصل شد، نمونه ای از کد گذاری اجرا می شود . پس از محاسبه توافق ” آزمون “، موارد مورد مناقشه بازبینی می شوند و مورد بحث قرار می گیرند . در جایی که تفاوتها بزرگ باشند توافق می شود که یک اصلاحیه برای کدگذاری مورد نیاز باشد ، اولین رمز گذار ( که همه داده ها را کد گذاری می کند و دوباره به آیتم های بازدید مجدد برگشت داده می شود. اگر شکی وجود داشته باشد ، قوانین کدگذاری به منظور روشن کردن موضوع مطرح می شوند . اگر رمز گذار در مورد اینکه آیا یک آیتم باید کد گذاری شود یا نه مطرح شود، یک قانون ایجاد شد : ” اگر تردید دارید کدگذاری نکیند “. زمانی که محاسبه توافق انجام شد شما این ، بحث همیشه صورت می گیرد و در جایی که مناسب باشد، اصلاحات برای سیستم کد گذاری انجام می شود . اگر اولین رمز گذار نادرست در نظر گرفته شود، اصلاحات انجام می شود و موارد مشابه دوباره کدگذاری می شوند . این امر این اطمینان را می دهد که استانداردهای دقیق تحلیل محتوا دنبال شده اند . در هر مورد حداقل ۲۰ آیتم دوم کد گذاری شده وجود دارد . با استفاده از کاپای کوهن (که برای توافق اتفاقی تنظیم شده است ) ، درصد توافق ۷۲ ٪ برای نمونه ۰۵ / ۰۵ و ۸۳ ٪ برای نمونه ۱۲ / ۲۰۱۱ به دست آمد. این نتیجه مطابق با قدرت ” قابل توجه ” ( در بیش از ۷۰ درصد ) و ” تقریبا کامل ” ( در بیش از ۸۰ درصد) است (استملر، 2001).

۵.نتایج و بحث

جدول ۳ تعداد شرکت هایی را نشان میدهد که در انطباق با ضوابط ناموفق بوده اند . با استفاده از آزمون چی اسکور، تفاوت قابل توجهی در سطح ۱٪ بين انطباق بر دو دوره زمانی (0.003=p). با افزایش قابل توجه در انطباق در سال 2011 / ۱۲ وجود دارد . نواحی کلید (۵ تای اول ) که دارای عدم انطباق هستند در جدول ۴ خلاصه شده اند . این حوزه های عدم مطابقت از یک دوره به بعد ( ۵/ ۲۰۰۴ در مقابل ۱۲ /۲۰۱۱ ) سازگار هستند و تفاوت معناداری بین آنها وجود ندارد (0.551=p). ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

در حالی که این سیستم به عنوان ” مطابق “توصیف می شود ، اعداد مطابق با کد در طول زمان افزایش یافته اند. به طور مشابه ، در میان آنهایی که پیروی نمی کنند ( تمرکز این مطالعه ) ، شرکت ها اکنون به موارد کمتر و میانگین تعداد شرکت های غیر انطباقی از ۲.۶۷ به  1.79 کاهش یافته است . جدول ۳ تفاوت معناداری (p<0.05) در فرکانس عدم انطباق ( تحقیقات دیگر از سوی شرویز در سال 2015 نشان میدهد که الگوی یکسانی برای ۲۵۰ شرکت و همچنین مجموع ۳۵۰ FTSE وجود دارد ) نشان می دهد. به عنوان مثال ، بیشتر شرکت های سال 2011 / ۱۲ دیگر تنها یک عدم مطابقت در سال 2011 / ۱۲ در مقایسه با سال 2004 / ۵( ۵۸ ٪ در مقابل ۳۳ ٪ ) از خود نشان می دهند و هیچ شرکتهای دارای سه یا موراد بیشتری از عدم تطابق نبود ( ۱۸ ٪ در مقابل ۴۲٪). بنابراین به نظر می رسد که پاسخ کلیدی شرکت به تاریخ مربوط به ” انطباق ” است . همانطور که در جدول ۴ نشان داده شد، حوزه های کلیدی عدم انطباق نشان دهنده نسبت هیئت مدیره نا منطبق با کدها هستند. تقسیم رایج ترین حوزه های غیر تطابقی بین دو دوره چندان معنادار نیست ( با استفاده از آزمون چی اسکور  5510.=p است). علی رغم این حرکت به سمت تطابق ، جای تعجب دارد که چند شرکت بزرگ با آنچه که ادعا می کنند یعنی اصول اساسی حاکمیت شرکتی مطابقت ندارند.

استراتژی های لفاظی مورد استفاده در توضیحات ( سوال 1 و 2)

راهبردهای بلاغی برای هر دو دوره در جدول ۵ خلاصه شده است . محبوبیت نسبی استراتژی های بلاغی در هر دو دوره حسابداری مشابه است ( رده پنج تای اول مشابه است ) . رایج ترین استراتژی های بلاغی مورد استفاده شامل به حداقل رساندن احساسات منفی ( استراتژی بلاغی ۳) , استفاده از ” كلمات دو پهلو ” ( استراتژی بلاغی وب) و تعالی ( پایان توجیه کننده وسیله است) ( استراتژی بلاغی 4 ) است . با توجه به فرکانس عدم انطباق ، استراتژی های بلاغی در دوره ی 2011 / ۱۲ رایج تر هستند : 05/ ۲۰۰۴ تعداد استراتژی های بلاغی 265 برای 165 مورد عدم تطابق ( نسبت: 1  1.58) بوده است در سال 197 12/2011 استراتژی برای 77 مورد عدم تطابق (نسبت 2.56:1) ( رجوع شود به جدول 3، 4 و 5 ). جدول ۵ تعدادی از استراتژی های بلاغی را در هر عدم تطابق ( در جدول با عنوان ” نقض ” امده است و تغییر نسبی در این رقم در دو دوره زمانی مقایسه می کند .و درصد سهم هر استراتژی بلاغی را نشان می دهد . گرایشات نشان میدهند که مدیران بیشتر از این استراتژی های بلاغی در توضیحات عدم انطباق استفاده می کنند . استفاده نسبی از استراتژی بلاغی ۳ ( به حداقل رساندن احساسات منفی ) تا ۱۰۰ درصد افزایش یافته و در سال 2011 / ۱۲ این استراتژی بلاغی تقریبا میزان یک چهارم را از مجموع استراتژی های بلاغی (از ۱۹٪) نشان می دهد. اگر نواحی غیر مطابقت در آن زمان بی اهمیت بودند، این تفاوت ممکن است قابل درک باشد اما همانطور که جدول ۴ نشان می دهد ، متداول ترین عدم تطابق مربوط به تعداد مدیران غیر اجرایی مستقل و قانون اساسی کمیته های هیئت مدیره است که همگی برای حکمرانی خوب ضروری هستند . با یک روش مشابه ، استفاده از ” كلمات دو پهلو ” ( استراتژی بلاغی وب) ۱۰۷ ٪ افزایش می یابد و اکنون یک پنجم از همه استراتژی ها را نشان می دهد ( بالای ۱۶٪) در حالی که استراتژی تعالی با ۹۶ ٪ و اکنون ۱۷ ٪ از تمام استراتژی های بلاغی را نشان میدهد . قابل درک است که تعالی افزایش یافته است زیرا شرکتها میدانند جایگزین کردن مدیران غیر اجرایی کار دشواری است شوند ( وایت ه، 2013) و ممکن است تمایلی به خاتمه دادن به قراردادها با مدیران با تجربه غیر اجرایی که عملکرد کسب و کار را درک می کنند دشوار کند. با این وجود ، این شرکت ها می توانند طبقه بندی افرادی را که ” خاکستری ” ( غیر مستقل ) هستند، در نظر بگیرند. افزایش استفاده از ” کلمات دو پهلو” قابل درک است زیرا شرکت های بیشتری، تمایل دارند تاهمان طور که ادعا می کنند، به نظر برسند. واضح است که کاربران باید از این نوع استراتژی بلاغی هوشیار باشند . افزایش استفاده از این ابزار بلاغی نشان میدهد که شرکتها تحت فشارهای سازمانی هستند تا توضیح دهند که چرا آنها با کد مطابقت ندارند . انطباق به عنوان موقعیت پیش فرض ( ناعادلانه ) دیده می شود ، زیرا در برابر فلسفه اساسی سیستم ” انطباق ” یا ” توضيح ” است ، اما خوانندگان باید در مورد اعتبار این توضیحات محتاط باشند ، توضیحات اولیه ممکن است در نظر اول قانونی باشند اما ممکن است بعد از بررسی دقیق نباشند. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

در حال حاضر ، توضيح بدون دلیل ( استراتژی بلاغی 9 الف) اکنون ۷ ٪ از تمام استراتژی های بلاغی را نشان می دهد ( از ۶ %) و تا ۷۸ ٪ افزایش یافته است . این یافته در پرتو تاکید بر گزارش دهی FRC ، تعجب آور است . شرکت هایی که توضیح روشنی را ارایه نمی کنند سیستم انعطاف پذیری خود را که به موجب آن عدم انطباق با یک توضیح خوب معادل با انطباق تلقی می شود، به خطر می اندازند . احتمالا انتظار می رود که اقدام اصلاحی به عنوان یک استراتژی بلاغی به میزان ۳۵ درصد کاهش یافته باشد، زیرا مطابقت افزایش یافته و شرکتها قصد دارند تا زمان بیشتری را برای تطابق صرف کنند.

بهبود در توضیحات همراه با مراجع مقررات کد ( به عنوان مثال ، 3.2.A) ( سال 2004 /05 . 60 %از توضیحات بدون تنظیم کد را در بر دارد؛ ۱۲ / ۲۰۱۱ : ۳۸ ٪ ) ممکن است به خاطر مداخلات اخیر FRC باشد . با این حال، هنوز هم نگرانی وجود دارد که تقریبا ۴۰ % از شرکت ها مقررات کد را در توضیحات خود ارائه نمی دهند . شرکت ها ممکن است بخش مقررات کد را فاش نکنند زیرا در مورد تغییرات در کد اشتباهاتی کرده اند و کد خاص اعمال کرده باشند و یا به دلیل اینکه قرار دادن کدها در متن می تواند جلب نظر کند. در حالی که این امر قابل درک است، در زمان توضیح عدم انطباق ، منجر به عدم شفافیت می شود. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

مقایسه در طول دو دوره زمانی مربوط به اعداد نسبتا کوچک است و در صدها می توانند گمراه کننده باشند . برای مثال ، استاد دلایل قانونی ( استراتژی بلاغی 5 پ) به طور قابل توجهی افزایش یافته ، اما اعداد کوچک هستند. این امر اغلب مربوط به الزام در قانون ۲۰۱۰ (2010 ,FCR ) است که به موجب آن مدیران ملزم به ایستادگی در برابر باز انتصابی سالانه بودند که در موارد خاص ، بر خلاف قراردادهای قبلی باشد . تقویت ( استراتژی بلاغی ۲) و خود ارتقایی ( استراتژی لفظی ۷)، که استراتژی های بلاغی بسیار مشابهی هستند و به ندرت در سال های 2004 /۰۵ ( فقط چهار مورد در کل ) مورد استفاده قرار می گیرند . به نظر می رسد شرکتها بیشتر از قبل ابعاد خوب خود را ارائه می کنند. این استراتژی های بلاغی خاص هنگامی که با استراتژی های بلاغی دیگر مانند تعالی ( استراتژی بدیعی ) به کار گرفته می شوند ، موثرتر هستند و در بخش بعدی مورد بحث قرار می گیرند.

به منظور نتیجه گیری برخی از نتایج تجزیه و تحلیل ، در شکل ۲ استراتژی های بلاغی خود را در یک پیوستار از نوع بلاغی معنادار به بلاغی گمراه کننده ارایه می کنیم . ما جایگاه خود را براساس استراتژی های بلاغی در مورد اینکه آیا  آنها (1) حقیقی و متقاعد کننده هستند یا خیر ، ( ii ) مبهم و مرتبط با مدیریت تاثیر و یا (۳) مرتبط با ارائه نادست عدم تطابق و خوانندگان گیج است، بررسی می کنیم. ما تصدیق می کنیم که جایگاه ما در استراتژی های بلاغی بر روی زنجیره ذهنی است ، موقعیت یابی بر روی زنجیره بستگی به شرایط و محتوا دارد ، شناسایی استراتژی های بلاغی به خوانندگان هشدار می دهد که در حالت آماده باش باشند اما به خودی خود نمی تواند به خوانندگان بگوید که در موقعیت حاکمیت شرکت چه چیز درست و چه چیز غلط است .ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

 ۵.۲ استراتژی های بلاغی استفاده شده در ترکیب (سوال 3)

این مطالعه نشان میدهد که شرکت ها از استراتژی های بلاغی استفاده قابل توجهی می کنند . از دیدگاه پریپرر، این استراتژی های بلاغی می توانند زمانی که با هم استفاده شوند ، قدرتمند باشند . این بدان معناست که خوانندگان باید در زمانی که این استراتژی ها با یکدیگر استفاده می شوند ، محتاط باشند. وار و لینکال (1973) و بنوئیت (۱۹۹۵) درباره استراتژی هایی بحث می کنند که می توانند در ترکیب استفاده شوند . “تا زمانی که استراتژی های چندگانه متناقض ظاهر نشوند – استفاده از استراتژی های بازیابی تصویر چندگانه احتمالا یک انتخاب عاقلانه است” ( به نوا،  ۱۹۹۵ ، ص 157). به عنوان مثال ، استراتژی بلاغی ۳ ( به حداقل رساندن احساسات منفی ) و استراتژی بلاغی ۱( اقدام اصلاحی ) به خوبی با هم کار می کند به طوری که پیام کلی نشان میدهد که آسیب کمی وجود دارد و اکنون وضعیت ثابت است ( استراتژی های بلاغی ا الف ) یا در آینده ثابت خواهد بود . در مثال ۱۰ ، ترکیب این دو استراتژی بلاغی ، موثر است زیرا خوانندگان قادر به ترسیم آنچه که اتفاق افتاده است ، هستند. توجه داشته باشید که آن ثابت است ( استراتژی بلاغی ا الف) و مشاهده کنید که در این بین ، هیچ آسیبی وجود نداشته است.

جالب است که بدانیم استفاده از این استراتژی های بلاغی چگونه می تواند قدرت بلاغت را تقویت کند. یک دیدگاه ممکن است سوال کند که چرا دوره عدم تطابق اصلا اتفاق افتاده است. آخرین جمله در مثال ۱۰ نشان می دهد که شرکت دوره ی عدم انطباق را مد نظر قرار داده و معتقد است استقلالش تایید شده است . به طور خاص ، مدیران اجرایی غیر اجرایی بیشتری پس از انجام اقدام ها اصلاحی وجود دارند. بنابراین این به معنای آن است که اکنون یک عنصر ” ذخیره ” برای آینده نهایی وجود دارد. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

در مقابل , استراتژی بلاغی ۴( تعالی) و استراتژی بلاغی ۱( اقدام اصلاحی ) به نظر متناقض به نظر می رسد زیرا کسی بر نقض قانون به یک دلیل خوب تاکید می کند و دیگری در مورد تثبیت نقض است . با این حال، تحت شرایط خاص ، اگر نقض یک دوره محدود شود، این دو می توانند سازگار باشند . در مثال ۱۱(i) خوانندگان احتمالا تحت تاثیر اعتبارات اولگا پور واواسکيا قرار می گیرند اما همچنین این موضوع که موضوع مربوط به قانون اکنون با انتصاب سر میخائیل پیت ثابت شده است . این توضیح بسیار بهتر از آن است که بگوئیم در حال حاضر مشکل اکنون حل شده است اما هیچ توضیحی در مورد راه حل ارایه نمی دهد . الزامات قانون نیازمند اعضای کمیته حسابرسی هستند تا مدیران اجرایی مستقل باشند . بنابر این مشخص نیست که چرا مثال ۱۱ (i) ادعا می کند که در زمانی که یکی از اعضای آن معیار استقلال ضوابط را برآورده نمی کند، انطباق با مقررات ارایه می شود . این می تواند تفسير قانون باشد . شاید هیات مدیره آن را باور داشته باشد.

رخداد استراتژی های بلاغی در 100 شرکت FTSE ( پنج تای اول از استراتژی های بلاغی رده بندی شده اند برای سال 2011 12 / .

اعضای مستقل به علاوه عضو عوض بدل ( البته غیر مستقل ) نیاز داشتند. جالب توجه است که در سال های زیر ( تا گزارش سالانه ۲۰۱۵ ، شورای گزارش مالی ، ۲۰۱۵) توضیح متفاوت ارائه شده است که به نظر می رسد هیات مدیره ذهن خود را تغییر داده و به عدم تطابق اعتراف کرده است ( به مثال ۱۱ (۲) رجوع شود که به سال 2013 اشاره دارد). این مساله یکی از مشکلات تفسیر کد را نشان می دهد.

در نهایت ، در مثال ۱۲، تلاش برای متقاعد کردن سه مساله مطرح می شود : یک جنبه از حاکمیت شرکتی تصور نمیشود که با ارزش باشد ( به حداقل رساندن احساسات منفی ، استراتژی بلاغی 3 ؛ دوم ، عهد متناقض در مورد این مساله ، و سوم ، ساخت جمله دوم شامل دو عبارت منفی ساز که توضیح را کاملا بدفرم می کند. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

ناپایداری و ساختار بد که نویسندگان را به ” كلمات دو پهلو ” رهنمون ساخت ( استراتژی بلاغی وب).. چرا وعده دادن یک چیز ( استراتژی بلاغی 1پ) که شرکت معتقد است یک مشکل نیست و از زمان و منابع با ارزش استفاده می کند ؟ با این حال ، نویسندگان کد باور دارند که به وضوح برای رئیس منطقی است که مدیران غیر اجرایی را بدون حضور مدیران اجرایی در نظر بگیرد ( برای مثال اگر مدیر اجرایی مدیر عملی شود و این یک مورد نسبتا غیر مجادله ای از کد است که تقریبا همه شرکتها از آن پیروی می کنند . این توضیح مسلما کاملا قانع کننده نیست ، نتیجه گیری این بخش ، که در آن استراتژی های بلاغی با هم مورد استفاده قرار می گیرند ، باید تصدیق کند که حتی با وجود داشتن توضیح در جایی که در آن استراتژی ها با خوانندگان ناسازگار هستند و خواننده متوجه می شود که جملات چندان معنادار و یا حتی ممکن است بی معنا باشند ریال چینی استفاده ای قدرتمند است.

در حالی که سیستم ” تطابق با توضیح” به طور گسترده پشتیبانی می شود ، نگرانی ها همچنان بر کیفیت توضیحات تاکید دارد FCR (2012) مفهوم ” توضیح معنی دار ” را معرفی کرد که سه ویژگی از جمله ” منطق قانع کننده ” دارد ( ص ۶.). در مورد آنچه که یک منطق قانع کننده را تشکیل میدهد، عناصر یک ” منطق قانع کننده ” و چگونگی تدوین یک منطق قانع کننده ” وجود ندارد . در این راستا ، ما شواهدی از استفاده از بلاغت در توضیحات غير انطباقی را ارائه می دهیم. فراتر از حیطه روش شناسی ما برای ارزیابی اینکه آیا بلاغت برای خوانندگان قانع کننده است یا خیر قدم برداشتیم. بعضی توضیحات بیشتر به سفسطه کردن متمایل می شوند تا متقاعد کردن . از نه استراتژی بلاغت ، همه ممکن است به جای اقدام اصلاحی و احتمالا اسناد به عنوان سفسطه تفسیر شوند. پنهان کردن / انکار ( استراتژی بلاغی ۹) یک مثال قانع کننده از پنهان کاری است که چیزی را به گونه ای پنهان می کند که آنچه ارائه می شود قابل قبول است . با این حال ، چون اطلاعات خاصی حذف یا پنهان شده است . داستان کاملا شفاف نیست . می توان استدلال کرد که تناقض ذاتی که شرکت ها ادعا می کنند عدم مطابقت آنها است درست است ، و در عین حال وعده اقدام اصلاحی را که یک دلیل مغلطه آمیز است میدهد. وعده اقدام اصلاحی بدون توضیح دلیل این که اصلا چرا عدم رعایت در وهله اول اتفاق افتاد، یک استدلال فریبنده است . مثال ۱ث موردی است که در آن وعده اقدام اصلاحی هرگز عملی نشده است . بنابراین می توان استدلال کرد که توضیح فریبنده است ، هرچند که امکان ندارد بگوییم که این کار عمدی است . بنابر این استراتژی های بلاغی که ما در ارتباط بیشتر مربوط به اطلاعات نادرست یا گمراه کننده یافتیم ( سفسطه ) تا یک توضیح قانع کننده (بلاغت). ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

در بخش ۲، ما درباره روابط قدرت بین شرکت ها و مخاطبین بحث کردیم . FCR (2016، ص.4) به سرمایه گذاران برای تقویت توان خود با داشتن عملکردی مثل ناظر بر سیستم ” انطباق با توضیح ” ( سهامداران هر حقي را دارند تا توضیحات شرکت را در صورتی غیر متقاعد کننده می دانند، به چالش بکشند) متکی است . با توجه به یافته های ما مبنی بر اینکه بلاغت به نظر می رسد برای گمراه کردن بیشتر از متقاعد کردن استفاده میشود ، ما شرکت سهام داران را بازدید می کنیم . فرضیات گزارش دهی FRC که سرمایه گذاران سازمانی قدرت خود را در نظارت بر کیفیت توضیحات تمرین می دهند ، توسط تحقیقات قبلی انجام نگرفته است در حالی که آرکوت و همکاران (۲۰۱۰ ) نتیجه گرفتند که سهامداران قابلیت های نظارتی محدودی دارند. سرگاکیس (2013، ص. 425) به این نتیجه می رسد که سرمایه گذاران ” بی تفاوت ” هستند حتی زمانی که شرکت ها توضیح کافی برای عدم مطابقتت ارایه نمی دهند. او اضافه می کنند که تعامل سهامدار پایین ، کیفیت ضعیف توضیحات را ابدی می سازد . با توجه به نظارت ضعیف سهامداران سیستم ” انطباق با توضيح ” ، سرگاکیس یک هیات بازبینی دارای قدرت های نظارتی ” بر کیفیت توضیحات عدم انطباق را پیشنهاد می کند.

 ۶.توضیحات نهایی

در این مقاله , ما یک گونه شناسی را توسعه دادیم تا استفاده از استراتژی های بلاغی مختلف در توضیحات عدم انطباق شرکت را شناسایی کنیم . گونه شناسی روشی را فراهم می کند تا نه تنها استراتژی های مورد استفاده در توضیحات را دسته بندی کنیم بلکه در مورد آنها منتقدانه فکر کنیم و در مورد معتبر بودن و یا نبودن آن ها تصمیم بگیریم. این مهم است زیرا اگر شرکت ها توضیحات خود را دستکاری کنند ، اعتبار سیستم ” انطباق با توضيح ” را تضعیف می کنند ، شرکت ها ممکن است انگیزه هایی برای پیروی از تطابق تقلید داشته باشند و خوانندگان باید بدانند که این امر در حال رخ دادن است و تمایل داشته باشند این توضیحات را مطرح کنند ( برای مثلا در AGM ) . شاید ما هنوز به طور کامل ماهیت ” توضيح ” تطابقی را در سیستم ” تطابق با توضیح” درک نکرده باشیم.
ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

ما کاربرد گسترده ای از بلاغت ، به حداقل رساندن احساسات منفی ( استراتژی بلاغی 3)، استفاده از ” كلمات دو پهلو ” ( استراتژی بلاغی وب) و تعالى ( ” پایان توجیه کننده ابزار است “) را پیدا کردیم ( استراتژی بلاغی ۴)، روند افزایش استفاده از بلاغت در مقایسه ۰۵/ ۲۰۰۴ و ۱۲ / ۲۰۱۱ مشهود است . همچنین شواهدی را ارایه می دهیم که استراتژی های بلاغی در ترکیب استفاده میشوند . ما شواهدی از توضیحاتی پیدا می کنیم که به نظر نمی رسد اساسی باشد و حتی ممکن است صرفا نمادین یا تشریفاتی باشد . گزارش دهی FRC حاکی از آن است که سهام داران باید سوالاتی را مطرح کنند اگر از توضیحات ناراضی ب هستند (FCR2012 ، ص.3 )، اما تمایلی در میان سرمایه گذاران سازمانی نه برای سوال کردن این مطلب است که آیا خود عملکرد مورد سوال نیست، وجود دارد ، اتفاق نظر وجود دارد که توضیحات عدم انطباق باید بهتر شود ، اما چه چیزی بهتر بودن را تعریف می کند؟

با ” برداشتن سرپوش ” بر روی استراتژی های بلاغی ، ما به سرمایه گذاران و دیگران در درک سازنده توضیحات غیر تطابقی کمک می کنیم . اگر چه برخی ممکن است احساس کنند که افزایش مطابقت خوب است ، چون شرکتهای بیشتری به نظر می رسد به تطابق برسند اما خطر این است که نگرانی در مورد توضیحات ممکن است کاهش یابد و سرمایه گذاران و قانونگذاران ممکن است کمتر برای توضیحات ضعیف مورد بازجویی قرار بگیرند . همچنین تطابق می تواند به عنوان دلیلی برای نگرانی دیده شود . شرکت ها ممکن است وسوسه شوند تا به منظور نشان دادن به اصطلاح ” اطاعت ” ، اطلاعات را حذف کنند. در بسیاری از گزارش های سالانه ، دیدن این که کدام أينمها توضیحات برای عدم مطابقت هستند و افشا کننده تلاش برای توجیه عدم انطباق به آنچه که به نظر می رسد انطباق است ، دشوار می شود . به طور اجتناب ناپذیری ، تناقضات بین شرکتها وجود دارد . در بسیاری از روش ها ، بخش ” توضيح ” از ” توضيح يا تطابق ” حداقل به اندازه انطباق مهم است . این امر به این دلیل است که یک توضیح شرکتها را ترغیب می کند تا داستان خود را در مورد چگونگی برخورد با مسائل حکومتی پیچیده بیان کنند و با روحیه ای که از زمان تشکیل کمیته کدبری وجو دارد، سازگار باشد . در مقابل ، انطباق خاموش است ، می توان اثبات کرد و ممکن است همیشه معتبر نباشد. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

عدم تطابق باید در واقع از جایی استقبال شود که مدیران شرکت تصمیم روشنی را اتخاذ کرده اند که در شرایط خاص شرکت ، عدم تطابق بهترین رویکرد است . عدم انطباق تنها باید مورد پرسش قرار گیرد که در آن توضیحات ضعیف هستند و به نظر می رسد که با دیگر افشاییه ها ناسازگار است یا شرایط خاصی را منعکس نمی کند . تحليل ما از توضیحات غير انطباق با استفاده از یک دید بلاغی در نظر گرفتن متقاعد کننده آن توضیحات ، دیدگاه هایی را در مورد چگونگی تدوین توضیحات غیر انطباق نشان می دهد ، چیزی که سرمایه گذاران و خوانندگان گزارش های سالانه ممكن است در ارزیابی شفافیت آن ها مفید بدانند.

این مقاله دارای محدودیت هایی است . گونه شناسی لزوما جامع نیست و به ناچار شامل درجه ای از قضاوت است . با  این حال ، برخی مناطق مهم باید برجسته شوند و این موضوعات برای تحقیقات بیشتر باقی مانده اند . یک لنز بلاغی مرتبط ، لنزی از بلغت تطایقی است . شواهدی از بلاغت در توضیحات وجود دارد که احتمالا صرفا برای مدیریت ظاهر استفاده می شود ( پارکر، ۲۰۰۰). علاوه بر این ، مساله لفاظی در مقابل واقعیت وجود دارد – واقعیت عملی درون سازمانها چیست ؟ در این مقاله ، ما از اصطلاح بلاغت به منظور اقناع معنایی استفاده می کنیم. جایگزین تیره تر مفهوم سازی این است که بلاغت برای اهداف کاربدی شخصی استفاده شود (تاکالا، 1998). تحقیقات بعدی باید بیشتر شرکتهایی را مورد بررسی قرار دهد که به طور مستمر از بیشتر چند سال از عامل های عدم تطابق سریال ) پیریو نمی کنند ، آیا توضیحات آنها در طول زمان تغییر کرده است و چه عواقبی در مورد تغییرات آینده متوجه آن ها است . تحقیقات آینده می تواند استفاده از بلاغت را با نقض تطابق در بخش های صنعتی بررسی کند. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

تحلیل محتوای معنا محور در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفت . در حالی که رویکردهای کدگذاری گرا به خوبی در تحقیقات گزارش مالی تثبیت شده اند ، ما محدودیت های تلاش ها برای بخش های کد متنی را تایید می کنیم که تلاش می کند معنای آنها را ایجاد و استانداردسازی کنند. این ممکن است سبب شود تا بازیابی معانی تاچیز باشد را توضیح دهد که این خود توضیح دهنده عملکرد است (بیرناکی، 2014)، در رابطه با داده های مصاحبه ، آگوستین ( ۲۰۱۴) یک رویکرد تحلیلی جایگزین را پیشنهاد می کند که شامل کدگذاری نیست بلکه از نوشتن و خواندن ( در مورد داده های مصاحبه ) استفاده می کند . بیرناکی (2014) طرفدار رویکرد انسان گرا است که در آن متن برای تعیین معنا جدایی ناپذیر است . توضیحات برای عدم انطباق باید مطابق با متن باشد : باید زمینه و پیشینه تاریخی را تنظیم کند (FCR 2012ب، 6)، تحلیل گفتمان ممکن است یک رویکرد روش شناختی جایگزین برای تحقیقات آینده ارایه دهد ، در حالی که بافت گسترده تر را در نظر می گیرد.

آیا خوانندگان به افشای اسرار یا افشاگری اهمیت می دهند ؟ کارهای بیشتر مربوط به تاثیر استراتژی های بلاغت در خواننده ها نیز مورد نیاز است (استانتن، استانتن & پایرس، 2004). . به طور خاص ، برخی استراتژی های بلاغی (به تنها یا در ترکیب ) موثرتر از دیگران در متقاعد کردن خوانندگان هستند ؟ ما معتقدیم که در جایی که استراتژیهای بلاغی با هم به کار می روند ، به احتمال زیاد متقاعد کننده تر هستند اما ممکن است توضیح بهتری نباشند . در نهایت ، تلاشهای مستمر برای متقاعد کردن مدیران شرکت و تنظیم کنندگان در مورد اهمیت یک سیستم درست و قابل اعتماد حاکمیت شرکتی نیاز است . در این راستا ، ما معتقدیم که تاکید باید بر ” توضيح ” و ” انطباق ” به ایک اندازه باشد. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

بلاغت تحت تاثیر فرهنگ است . استراتژی های بلاغی در بریتانیا ممکن است مشابه کشورهای دیگر نباشد . در واقع،  بلاغت ممکن است در میان سازمان ها و بخش ها متفاوت باشد . تحقیقات آینده ممکن است تاثیر فرهنگ را بر بلاغت در توضیحات حاکمیت شرکتی ، احتمالا در سراسر حوزه قضایی دارای سیستمهای ” انطباق با توضیح ” ، بررسی کنند.

FCR (2012ب، ص.6) سیستم ” انطباق با توضيح ” را به عنوان سیستم ” بسیار مورد تحسین و تقلید بین المللی ” توصیف می کند. با این حال ، برخی از پاسخ دهندگان در سیستم ” انطباق با توضیح ” ، همین دیدگاه را ندارند و آن را با عباراتی مثل ” استفاده محدود “، ” نه کافی ” ، ” عدم اعتبار” تفسیر می کنند (FCR، 2009، ص. 37-38). در FCR (2012ث، ص.44) بیان می شود که ” این شکست به کارگیری جشن سیستم ” توضیح یا یا انطباق” است ، رئیس plc آمریکایی ، سر جان پارکر ، این انتقادات را با بیان اینکه ” این یک شکست از اجرای “تطابق با توضيح ” است ، و نه شکست در خود اصول آن رد کرد. شواهد ما در بحث درباره کاربرد سیستم ” تطابق یا توضیح ” به ویژه آنچه که برای انواع توضیحات مناسب هستند ، نقش دارند. یافته های تحقیق ما نشان می دهد که راهنمایی بیشتر از سوی تنظیم کنندگان مورد نیاز است.

1. سر گیس (2015) در مورد اینکه آیا یک مفهوم در همه جا کاربر دارد ، مطرح کرد

2. اولین ارجاع که ما در استفاده از عبارت ” تطابق با توضیح” پیدا کردیم از سوی کای (1992) بود که در مورد گزارش کدبری (1992) استفاده شده بود.

3- دو ویژگی دیگر که از سوی FRC پیشنهاد شد ارائه محتوا و تاریخچه برای عدم تطابق بود 2. هر گرونه عمل تضعیف کننده که ریسک اضافی را به همراه داشته باشد و یا حفظ سازگاری با اصول بیاتی شده کدها باید در نظر گرفته شود. اغلب توضیحات سرسری این مطالب را مخاطب قرار نمی دهند و عموما تائید می کنند که عدم تطابق خاص نمی تواند هیچ آسیب به توضیحات يزند که چرا به این صورت است و یا چرا اصلا این عدم تطابق رخ داده است. ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

4- ما از یکی از ناظران خود در این زمینه تشکر می کنیم.

5- ما از یکی از ناظران خود برای پیشنهاد این دیدگاه بلاغی تشکر می کنیم.

6. تغييرا در کد های سال 2010 اساسی بودند و شامل اصول جددی در مورد تصویب و انتخاب هیئت متشکل بری تایید فواید این تفاوت ها (برای اجتناب از تفکر گروهی) است. اصول جدید در مورد رهبریت و تعهد زمانی مورد انتظار برای مدیران است. مرور رشد برا يهر مدیر ( که از سوی کرسی مشخص می شود) هم معرفی می شود و ارزیابی ها مرور های هیئت ( که هر سه سال یکبار عمومی می شود) هم صورت می گیرد. همه مدیران نیاز است که سالانه با انتصاب شوند و مدیر غیر اجرایی مسئولیت آن ها گوشزد می شود تا چالش رقابتی دنبال شود. در نهایت، کد 2010 نیاز دارد تا مدل تجاری شرکت را ارائه دهد و ارتباط آن را با ریسک های مواجه در نتیجه به کارگیر این مدل به همراه عملکرد مربوط به پرداختی ها مشخص کند (FRC, 2010). ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

7. ممکن است که شرکت ها ادعا کنند که تطابق به نادرستی صورت گرفته است ( که در ابتدای امر به آن با نام بلاغت سکوت اشاره کردیم). ما این مورد را امتحان نکریدم. برای داشتن این ادعا که نقض از کدها زمانی که متهم به این کار می شوند صورت نمی گیرد مثالی از رویه حفاظت تصویر آورده شده است. ( رجوع شود به وارو لینکوگل، 1973). تنها مثال مشخص در طول این مطالعه از این نوع انکار خاص برگرفته از گزارش سالانه بین المللی لیبرتی 2004 است که به این شرح است “هیئت در نظر دارد تا آقای راپ را به طور کاملا مستقل در نظر بگیرد… همان طور که در بالا آمده است دیگر حضار دیدگاه خود را در مورد اینکه آقای راپ مستقل باشند بیان نمودند “(ص. 59. 58 ). لیبرتی به نظر به داشتن این ادعا که آقای راپ مستقل است عصبی است زیرا او جزء هم کمیته پاداش و هم حسابداری است اما از راهنمایی نه ساله خود برای استقلال داشتن که فراتر از باز انتصاب لازم است، فراتر رفته است ( مفاد کد 2003  1.3.A و ش. 7.2)

8. برگه کد در صورت نیاز یا درخوایت از محقق قابل دسترس است

error: شما فقط اجازه مطالعه دارید
قیمت می خواهید؟ ما ارزانترین قیمت را ارائه می کنیم. کافیست فایل خود را یا از طریق منوی خدمات ترجمه => ثبت سفارش ترجمه ارسال کنید یا برای ما به آدرس research.moghimi@gmail.com ایمیل کنید یا در تلگرام و واتس آپ و حتی ایمو با شماره تلفن 09367938018 ارتباط بگیرید و ارزانترین قیمت ترجمه را از ما بخواهید
+