مدیریت خرید و عرضه از دیدگاه بازاریابی صنعتی (بخش سوم)

به جهت سفارش ترجمه ارزان از نوار بالای سایت کمک بگیرید.

4-راه حل های مدیریت بازاریابی صنعتی مربوط به مدیریت عرضه و تقاضا بر اساس روابط میان خریدار عرضه کننده و شبکه ها

در متقارن کردن فرایندهای کسب و کار،  مدیریت تامین و عرضه به یک عامل حیاتی و تعیین کننده تبدیل شده است .به بیان ساده، یکپارچگی و مدیریت عرضه کننده یک راهی برای شرکت ها جهت کاهش هزینه ی تولید و افزایش انعطاف پذیری محسوب می شود، درحالیکه هزینه های معامله را از طریق ارتباطات تعاملی تامین قوی تر، کاهش می دهد. هندفلد و همکارانش[1](1999) نشان داده اند که عرضه کنندگان در صورتی موفق تر خواهند بود که یک فرایند رسمی شده جهت ارزیابی توانایی ها و ظرفیت های عرضه کننده وجود داشته باشد. می توان اینطور بیان کرد که سطح یکپارچگی عرضه کننده ی عملیاتی به طور مثبتی از طریق سطح توانایی ها و ظرفیت های عرضه کننده جمعی یا مشترک تحت تاثیر قرار می گیرد(Lockstrom & Lei, 2013, 295-306). ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

4-1-نظریه ی شبکه ی پیشرفته ی عرضه

یکی از الگوهاي نوین اقتصاد شبکه اي، مدیریت زنجیره تأمین است که به عنوان مجموعه اي از روشها در جهت مدیریت و هماهنگی کل زنجیره، از مدیریت تأمین کنندگان تا مشتري ادامه می یابد. مدیریت شبکه تمام شرکت هاي پیش از خود که ورودي ها را تهیه می کنند)به صورت مستقیم و غیرمستقیم(و شبکه هاي بعد از خود که کار تحویل و خدمات پس از فروش را انجام می دهند، مشارکت کنند )شاهبندرزاده، پیکام، 1391، 6).

مدیریت زنجیره تأمین در پی آن است این کار را به روشی انجام دهد که مشتریان بتوانند خدمات یا کالاهاي قابل اطمینان و سریع را با کمترین هزینه دریافت کنند. مدیریت زنجیره تأمین، وظیفه یکپارچه سازي واحدهاي سازمانی در طول زنجیره تأمین و هماهنگ سازي جریان هاي مواد، اطلاعات و مالی به منظور پلسخگویی تقاضاي مشتري نهایی و با هدف بهبود رقابت پذیري تأمین را دارد شاهبندرزاده، پیکام، 1391، 3).ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

مدیریت زنجیره تأمین یک تحلیل سیستماتیک است که شامل هماهنگی و همزمان سازي جریان منابع در شبکه تأمین کنندگان، تسهیلات تولید، مراکز توزیع و مشتریان می شود. عناصر این شبکه از نقش هاي متفاوت زنجیره تأمین تشکیل شده که مواد اولیه را از تأمین کنندگان دریافت می نماید، آنها را در تسهیلات تولیدي به محصولات نهایی تبدیل و محصولات نهایی را از طریق مراکز توزیع بین مشتریان نهایی توزیع می کند(آزاده و یاور زاده، 1394، 2). معناي زنجیره ي یکپارچه شده ي تأمین، مدیریت رابطه اي چند بنگاهی در چارچوب محدودیت هاي ظرفیت، اطلاعات، توانمندي هاي اصلی، سرمایه و منابع انسانی است. در چنین وضعی، ساختار و راهبرد زنجیره ي تأمین به تلاش هایی براي ایجاد پیوندي عملیاتی میان سازمان و مشتریان و همچنین میان سازمان و شبکه هاي توزیعی و تأمینی، به منظور کسب مزیت رقابتی، منخر می شود. به این ترتیب، عملیات سازمانی، از خرید مواد اولیه تا تحویل محصولات و خدمات به مشتریان نهایی، یکپارچه می شود. زنجیره ي تأمین شبکه اي از تأسیسات و گزینه هاي توزیعی است که وظیفه تهیه ي مواد، تبدیل این مواد به محصول هاي واسطه اي و نهایی و رساندن محصولات نهایی به دست مشتري را عهده دارد. یعنی شببکه اي از سازمان هاي دخیل در فرایندها و فعالیت هاي متفاوت که در قالب محصولات و خدمات برای مصرف کننده نهایی، تولید ارزش می کنندAkdogan, Dwmirtas, 2014)). افزایش رقابت در دنیاي امروز ایجاب می کند که هر سازمانی براي داشتن توان رقابتی در بازار، به دنبال بهبود مستمر در فرایندهاي خود باشد. یکی از حوزه هایی که در سال هاي اخیر موضوع مطالعات بهبود محور بسیاري قرار گرفته است، حوزه فرایندهاي لجستیکی است. روث کاراسکو و همکاران[2] شبکه هاي لجستیک تجهیزات جا به جایی قابل بازگشت در صنعت را به دو دسته تقسیم کرده اند: شبکه هاي ستاره اي و شبکه هاي چند انبار. در سیستم ستاره، تجهیز به کارخانه و یا همان انبار مبدأ خود باز می گردد. سیستم چند انباره، بازگشت به انبار مشخص اجباري نیست. در سیستم ستاره اي شرکت مرکزي می تواند به طور مستقیم مشتري نهایی را تأمین کرده و یا از توزیع کنندگان که به مشتري در نواحی مشخصی خدمت ارائه می دهند، استفاده کند(صادقی مقدم و همکاران، 1395، 85). ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

فرآيند تحليل شبكه اي تعميم يافته فرآيند تحليل سلسله مراتبي و از سويي شامل فرآيند تحليل سلسله مراتبي به عنوان موردي خاص است. فرآيند تحليل شبكه اي را مي توان براي مسائل تصميم گيري كه از فرآيند تحليل سلسله مراتبي پيچيده تر هستند مورد استفاده قرار داد. اين برخورد نظام مند با همه گونه وابستگي و بازخورد را در يك سيستم تصميم گيري ممكن مي سازد. فرآيند تحليل سلسله مراتبي مبتني بر چهار اصل زير بنايي است(عالم تبریز و تقی زاده آذر، 1389، 118-117):

  • اصل 1) شرط معكوسي: اگر ترجيح عنصر (الف) بر عنصر(ب) برابر n باشد ترجيح عنصر (ب) بر عنصر (الف) معكوس خواهد بود؛
  • اصل 2) همگني: عنصر (الف) با عنصر (ب) بايد همگن و قابل مقايسه باشد؛ به بيان ديگر برتري عنصر (الف) بر عنصر(ب) نمي تواند بينهايت يا صفر باشد؛
  • اصل 3) وابستگي: هر عنصر سلسله مراتبي به عنصر سطح بالاتر خود مي تواند وابسته باشد و اين وابستگي به صورت خطي تا بالاترين سطح مي تواند ادامه داشته باشد؛
  • اصل 4) انتظارات: هرگاه تغييري در ساختمان سلسله مراتبي رخ دهد، پروسة ارزيابي بايد مجدداً انجام گيرد.ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

ساختار رده اي زير بناي اساسي در استفاده از روش فرآيند تحليل سلسله مراتبي ساختار رده اي است و لازمه ی داشتن يك ساختار رده اي آن است كه ارجحيت هاي ممكن از يك سطح موجود بستگي به عناصر سطوح پايينتر نداشته باشد و مستقل از آنها محسوب شود. در غير اين صورت، سيستم تصميم گيري موجود غير رده اي و با بازخورد تلقي مي شود كه و كاربرد فرآيند تحليل سلسله مراتبي كلاسيك محل ترديد واقع خواهد شد.

طبق اصل سوم فرآيند تحليل سلسله مراتبي، در يك سلسله مراتب بايد وابستگي ها به صورت خطي – از بالا به پايين و يا بالعكس – باشد چنانچه وابستگي دو طرفه بوده يعني وزن معيارها به وزن گزينه ها و وزن گزينه ها نيز به وزن معيارها وابسته باشد، مسأله ديگر از حالت سلسله مراتبي خارج شده و يك شبكه يا سيستم غيرخطي يا سيستم توأم با بازخورد را تشكيل مي دهد كه در اين صورت، براي محاسبة وزن عناصر، نمي توان از قوانين و فرمول هاي سلسله مراتبي استفاده نمود، در اين حالت، براي محاسبة وزن عناصر، بايد از “تئوری شبکه ها” استفاده نمود. فرآيند تحليل شبكه اي متشكل از دو بخش است. بخش اول از شبكه اي از معيارها و زير معيارهايي است كه داد و ستد درون سيستم مورد مطالعه را تشكيل مي دهند و بخش دوم شبكه اي از تأثيرات ميان عناصرو خوشه ها است(عالم تبریز و تقی زاده آذر، 1389، 118). ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

مدیریت خرید و عرضه منتشر شده در رابطه با مدیریت بازاریابی صنعتی

در بسیاري از صنایع و زنجیره هاي تأمین، موجودي یکی از هزینه هاي اصلی است. براي بسیاري از مدیران، مدیریت مؤثر زنجیره تأمین، هم معنی با کاهش سطح موجودي در زنجیره تأمین است. راهبرد، رویکرد و یا مجموعه تکنیک هاي مورد استفاده در مدیریت موجودي یک شرکت به عنوان سیاست موجودي شرکت شناخته می شوند. براساس نظر سیمچی لوي[3] پنج عامل بر سیاست شرکت در مدیریت موجودي تاثیرگذار است: ویژگی هاي تقاضا، تعد اد و تنوع محصولات، زمان تحویل، هدف و ساختار هزینه. منظور از ویژگی هاي تقاضا، توزیع احتمالی تقاضا، نوسانات احتمالی تقاضا، سفارشی بودن و یا یکسان بودن تقاضا است . عدم قطعیت در تقاضا، ویژگی هایی را در سیستم ایجاد می کند که سیستم کنترل موجودي را متأثر می کند. یکی از قدرتمندترین ابزارها که عدم قطعیت و تغییر پذیري را در زنجیره تأمین مخاطب قرار داده است، مفهوم تقسیم مخاطره است. تقسیم مخاطره تشریح می کند که تغییر در تقاضا زمانی که یک تقاضاي واحد ادغام شده در تمامی مکان ها اتفاق بیفتد، کاهش پیدا می کند. زمانی که تقاضا در مکان هاي مختلف ادغام می شود، احتمال اینکه تقاضاي زیاد از یک مشتري، توسط تقاضاي پایین از یک مشتري دیگر پوشش داده شود زیاد می شود(Simchi- levi david, 2005).

نکته اساسی حول محور تقسیم مخاطره به شرح زیر قابل ذکر است: متمرکز کردن موجودي، باعث کاهش سطح ذخیره اطمینا ن و کا هش متوسط موجودي در سیستم می شود. در یک سیستم توزیع متمرکز زمانی که تقاضا از یک ناحیه بازار از متوسط تقاضا بالاتر است و تقاضا در نقطه دیگر بازار از متوسط تقاضا پایین تر است، اقلامی در انبار که به یکی از نواحی بازار تخصیص داده شده بودند می توانند به ناحیه دیگري تخصیص داد ه شوند. فرایند باز تخصیص موجودي ها در سیستم توزیع غیر متمرکز، زمانی که چندین انبار در سیستم وجود دارد ممکن نیست(صادقی مقدم و همکاران، 1395، 85).ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

4-2- بازبینی در رابطه با بحث مربوط به زنجیره ی عرضه و مدیریت شبکه

موضوع مفهوم سازی شبکه های عرضه و نگرانی در رابطه با توانایی مدیریت شبکه های عرضه موضوع بحث برانگیز در خرید و بازاریابی صنعتی بوده است، محققان خرید و بازاریابی صنعتی بر این باورند که مدیریت شبکه ها امکان پذیر نیست. از آنجایی که محققان بازاریابی صنعتی از مفهوم شبکه به عنوان ابزاری برای ایجاد درک بهتر مفهوم سازمانی در رابطه با شبکه های عرضه استفاده می کنند، مباحث کمی درباره مدیریت شبکه وجود دارد. محققان خرید و بازاریابی صنعتی بسیار راغب در درک مفهوم زنجیره ی عرضه می باشند. اصطلاح شبکه های عرضه در کتاب “استراتژی شبکه ی عرضه” گادا و هاکانسون بررسی شده است. تحقیقات صورت گرفته توسط محققان مدیریت زنجیره ی عرضه حول سه محور متمرکز است که عبارتند از: مکانیزم های داخلی، تکامل و محیط. با در نظر گرفتن نظریه ی پیچیدگی، اعتقاد بر این است که شبکه های عرضه ساختارهای خود سازماندهی شده ای هستند که توسط عاملان شبکه ی عرضه ی به صورت انفرادی ظهور می کند، این موارد مدت زمانی کثیری است که بوسیله گروه های خرید و بازاریابی صنعتی مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. این شبکه ها نمی تواند توسط عاملان فردی که صرفا با شبکه ها مقابله می کنند، کنترل و مدیریت شود. هنگام مدیریت شبکه های عرضه، مدیران باید تعادل مناسبی را در رابطه با نحوه کنترل میزان ظهور شبکه ها ایجاد کنند. دیدگاه بازار به عنوان شبکه این است که خرید و بازاریابی صنعتی، محیط را به عنوان یک بخش در تعامل در نظر می گیرد. محیط به عنوان شبکه ی عرضه وجود داشته و شامل عواملی بوده و تعاملات درونی آن ها بخشی از سیستم تطبیقی پیچیده نمی باشند. با این وجود، مرز بین شبکه ی عرضه و محیط متحرک بوده و این تغییرات از طریق تغییرات در مرزها رخ می دهد. محققان خرید و بازاریابی صنعتی این مرزها و تغییرات را به شکل عواملی مانند عاملی و فازی بیان کردند(Johnsen, 2018, 5). ترجمه توسط وبسایت ترجمه یار

error: شما فقط اجازه مطالعه دارید
قیمت می خواهید؟ ما ارزانترین قیمت را ارائه می کنیم. کافیست فایل خود را یا از طریق منوی خدمات ترجمه => ثبت سفارش ترجمه ارسال کنید یا برای ما به آدرس research.moghimi@gmail.com ایمیل کنید یا در تلگرام و واتس آپ و حتی ایمو با شماره تلفن 09367938018 ارتباط بگیرید و ارزانترین قیمت ترجمه را از ما بخواهید
+